pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
زلیخا غفاری رودسری؛ مهدی عبادی
چکیده
زندگی روستایی و مساله مالکیت در گیلان در ادوار تاریخی پیش از قاجاریه روندی مشابه سایر مناطق ایران داشت. در دورۀ قاجاریه بهواسطۀ توسعه مناسبات بینالمللی ایران در مقایسه با ادوار پیشین، مناسبات اقتصادی جدیدی در جامعه ایران شکل گرفت. با توجه به اینکه ایالت گیلان دارالمرز محسوب میشد، این تحولات از جمله در زندگی روستایی و امر مالکیت ...
بیشتر
زندگی روستایی و مساله مالکیت در گیلان در ادوار تاریخی پیش از قاجاریه روندی مشابه سایر مناطق ایران داشت. در دورۀ قاجاریه بهواسطۀ توسعه مناسبات بینالمللی ایران در مقایسه با ادوار پیشین، مناسبات اقتصادی جدیدی در جامعه ایران شکل گرفت. با توجه به اینکه ایالت گیلان دارالمرز محسوب میشد، این تحولات از جمله در زندگی روستایی و امر مالکیت این منطقه تغییرات ملموستری یافت. بر این اساس، مقاله حاضر با اتکاء بر روش مطالعۀ تاریخی سندمحور و با بهرهگیری از اسناد آرشیوی به این تغییرات در بستر زندگی روستایی مساله مالکیت اراضی، پدیدۀ مالکیت اتباع بیگانه و واکنشهای روستاییان و مردم محلی و نیز تغییرات در مشاغل روستایی و موانع رشد روستاها در گیلان عصر قاجاری پرداخته است. بنابر یافتههای این مطالعه، بهواسطۀ وجود زمین حاصلخیز و موقعیت جغرافیایی مطلوب گیلان در روزگار قاجاری تجار داخلی و خارجی به صورت ویژهای به این ایالت توجه داشتند. بهواسطۀ این توجه، تجار بیگانه با استفاده از آشفتگیهای سیاسی و ضعف دولت مرکزی ایران درصدد تصاحب اراضی زراعی و روستایی گیلان برای تولید محصولات مورد نیاز بازارهای جهانی برآمدند. از عوامل مهم تأثیرگذار در تغییر ذهنیت مردم محلی و روستاییان در خصوص مالکیت خصوصی، فروش املاک خالصه گیلان توسط ناصرالدینشاه بود. این اقدام موجب تشدید حضور افراد متنفذ و بازرگانان ایرانی و نیز اتباع دول بیگانه در روستاهای گیلان بهعنوان مالکان اراضی گردید. به موازات این تغییرات، مساله مالکیت و زمینداری ابعاد جدید و متفاوتی یافت و اندیشه مالکیت خصوصی در روستاهای ایالت گیلان را رواج داد، هرچند که با تجربه نامطلوب سلطهطلبی بیگانگان از طریق مالکیت بر زمینهای حاصلخیز آن همراه شد.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
سعید صادقی؛ فریده فرهمندزاده
چکیده
آذربایجان به عنوان راه ارتباطی ایران با اروپا و عثمانی و تحتتاثیر نوگرایی عباسمیرزا نایبالسلطنه، زودتر از دیگر ایالات ایران با آموزش نوین آشنا شد. پیامدهای اصلاحات عباسمیرزا، آموزش اروپایی میسیونی در آران و آذربایجان را نیز تشدید کرد. برای درک کیفیت این فرآیند لازم است چگونگی آشنایی اهل آذربایجان با ساختار نوین آموزشی و چالشهای ...
بیشتر
آذربایجان به عنوان راه ارتباطی ایران با اروپا و عثمانی و تحتتاثیر نوگرایی عباسمیرزا نایبالسلطنه، زودتر از دیگر ایالات ایران با آموزش نوین آشنا شد. پیامدهای اصلاحات عباسمیرزا، آموزش اروپایی میسیونی در آران و آذربایجان را نیز تشدید کرد. برای درک کیفیت این فرآیند لازم است چگونگی آشنایی اهل آذربایجان با ساختار نوین آموزشی و چالشهای اجتماعی و فرهنگی برآمده از آن مورد بررسی قرار گیرد. توجه به راهکارهای نوگرایان برای گذار از این چالشها، برداشت ایشان از ماهیت آموزش نوین و چگونگی بومیکردن آن را نیز روشن میکند. روند ساختار جدید هم با افزایش تعداد موسسههای آموزشی نوگرا در آذربایجان شامل مدارس میسیونری، دبستانها و کالجهای متوسطه توسعه یافت. پرسش این است که نوگرایان و میسونرها چه اهدافی داشتند و برای تحقق آن چه کردند؟ برپایه یافتههای این پژوهش، آموزش در مدارس میسیونی آذربایجان در راستای دستیابی به اهداف تبلیغی اروپایی، و گاه اهداف استعماری تنظیم میشد. اگر میسیونرها گاه موقتا به اهداف سیاسی-اجتماعی خود رسیدند، در نیل به اهداف فرهنگی-دینی ناکام ماندند. در برابر، ساختار مدارس ملی-دولتی نوگرا بدنبال ایجاد پایگاه اجتماعی-فرهنگی عملگرا و ارائه خوانش جدید علمی در آذربایجان بود و تا حد زیادی موفق شد. در این پژوهش با بررسی ماهیت و دلایل اقبال به آموزش نوین، فرآیند شکلگیری خواست تغییر در ساختار آموزش سنتی تحلیل شده، اهداف موسسان مراکز آموزشی آذربایجان مورد بررسی قرار گرفته، و از چرایی و چگونگی حصول یا عدم حصول آن نیز گفتگو خواهد شد. روش تحقیق، تاریخی و در حوزه مطالعات کتابخانهای، و مبتنی بر رویکرد تحلیلی- توصیفی است.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
عباس پناهی؛ نریمان رمضانپور
چکیده
حکومت کیائیان در گیلان در سدههای هشتم تا دهم هجری یکی از نمونههای محلی پیوند نهاد فقه و قدرت سیاسی در تاریخ ایران بهشمار میرود. این حکومت که در آغاز بر پایه آموزههای مذهب زیدیه شکل گرفت، مشروعیت خود را از تأیید فقهای زیدی میگرفت و فقیهان در آن نقش تعیینکنندهای در امامت، بیعت، اخذ وجوه شرعی و تصمیمات سیاسی داشتند. در این ...
بیشتر
حکومت کیائیان در گیلان در سدههای هشتم تا دهم هجری یکی از نمونههای محلی پیوند نهاد فقه و قدرت سیاسی در تاریخ ایران بهشمار میرود. این حکومت که در آغاز بر پایه آموزههای مذهب زیدیه شکل گرفت، مشروعیت خود را از تأیید فقهای زیدی میگرفت و فقیهان در آن نقش تعیینکنندهای در امامت، بیعت، اخذ وجوه شرعی و تصمیمات سیاسی داشتند. در این نظام، فقه زیدی نهتنها مبنای دینی، بلکه ساختار مشروعیت سیاسی را نیز فراهم میکرد. با تغییر مذهب رسمی کیائیان به امامیه در عصر خاناحمداول(۹۳۲ق)، مناسبات فقیه و حاکم دگرگون شد و فقه امامی جای فقه زیدی را گرفت. فقیهان زیدی برای حفظ جایگاه خود، با تأکید بر اشتراکات مذهبی و از طریق واسطهگری با فقهای امامی، کوشیدند در ساختار قدرت جدید باقی بمانند. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و برپایۀ بررسی انتقادی منابع محلی گیلان، تحول روابط میان فقیهان زیدی و حاکمان کیائی را بررسی کرده و نشان میدهد که این تعامل، برخاسته از ضرورت حفظ مشروعیت دینی و سیاسی حکومت کیائیان بود؛ زیرا تا زمانی که مذهب زیدیه در گیلان رواج داشت، تأیید و همراهی فقیهان، شرط اساسی استمرار اقتدار و مقبولیت حکومت کیائیان به شمار میرفت. پژوهش حاضر به روش گردآوری دادههای کتابخانهای انجام گرفته است و تحلیل روابط فقیهان و حاکمان کیائی برمبنای استخراج روایتهای تاریخی، مقایسۀ گزارشها و بازسازی الگوی مشروعیت سیاسی در دورۀ کیائیان است.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
فاطمه ایمانی فرد؛ حسن الهیاری
چکیده
همزمان با شورشهای اواخر عصر نادرشاه و آشفتگیهای سیاسی بعد از مرگ وی، زمینههای برآمدن حکومتهای محلی در مناطق مختلف ایران فراهم آمد. حکومت نصیرخان لاری در بخش لارستان و بندرعباس از جمله این حکومتها بود. او کوشش بسیاری در راستای احیای قدرت پیشین حکومت محلی لارستان انجام داد. این احیای قدرت محلی در آن فضای آشفته میتوانست بر شرایط ...
بیشتر
همزمان با شورشهای اواخر عصر نادرشاه و آشفتگیهای سیاسی بعد از مرگ وی، زمینههای برآمدن حکومتهای محلی در مناطق مختلف ایران فراهم آمد. حکومت نصیرخان لاری در بخش لارستان و بندرعباس از جمله این حکومتها بود. او کوشش بسیاری در راستای احیای قدرت پیشین حکومت محلی لارستان انجام داد. این احیای قدرت محلی در آن فضای آشفته میتوانست بر شرایط تجاری منطقه لارستان تاثیر نسبی باشد. پژوهش مذکور با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر دادههای کتابخانهای سعی دارد این مسئله را بررسی کند که چرا علی رغم تلاش نصیرخان، موقعیت تجاری پیشین این شهر پسکرانهای به وضعیت مطلوب عصر صفوی بازنگشت. نتایج این پژوهش نشان میدهد که نصیرخان علیرغم تلاشهای فراوان برای بازگشت ثبات تجاری، به دلیل وخامت اوضاع امنیتی ناشی از حمله افاغنه، تداوم شورشهای مکرر در منطقه جنوب ایران، تمایل تجار به تغییر تدریجی مسیر تجاری به بندر بوشهر و زد و خورد های بسیار کریم خان زند با او در لارستان و نواحی اطراف، نتوانست مانع از افول موقعیت تجاری لار شود. درواقع موفقیت در احیای تجارت این منطقه و توقف مسیر افول این فرایند، نیازمند یکپارچگی در تمامی سطوح داخلی و منطقه ای بود و نمیتوانست صرفا متکی به سیاستها و تدابیرمحلی نصیرخان باشد.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
ابراهیم رایگانی؛ حسین دهنده؛ علیرضا ملایی توانی
چکیده
چکیده
کشف نفت و همچنین مسئلهی امنیت راههای مواصلاتی به یکباره اهمیت کهگیلویه را طی دورههای قاجاریه و پهلوی مضاعف نمود. این امر منجر به حضور مأموران سیاسی-نظامی دول اروپایی در قالب سیاح، باستانشناس و جهانگرد در منطقه کهگیلویه گردید. شناخت اهداف و انگیزه فعالیت شرقشناسان اروپایی در منطقة کوهگیلویه مهمترین هدف این مقاله ...
بیشتر
چکیده
کشف نفت و همچنین مسئلهی امنیت راههای مواصلاتی به یکباره اهمیت کهگیلویه را طی دورههای قاجاریه و پهلوی مضاعف نمود. این امر منجر به حضور مأموران سیاسی-نظامی دول اروپایی در قالب سیاح، باستانشناس و جهانگرد در منطقه کهگیلویه گردید. شناخت اهداف و انگیزه فعالیت شرقشناسان اروپایی در منطقة کوهگیلویه مهمترین هدف این مقاله است. بنابراین، پژوهش حاضر تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد: مهمترین اهداف و انگیزههای سیاحان و شرقشناسان اروپایی در منطقه کوهگیلویه چه بوده است؟ فرضیه مطرحشده برای این پرسش این است که: حضور تمامی مأموران دول اروپایی به سرمداری انگلستان اعم از جهانگرد، باستانشناس و مهندس در کهگیلویه و بویراحمد خواسته یا ناخواسته در راستای منافع استعماری این دولتها بوده است و مهمترین توجه آنها برای غارت نفت، جاسوسی و تأمین امنیت نیروهای خودی از طریق ایجاد تفرقه میان بومیان گشته است. گردآوری دادهها در پژوهش پیشرو از طریق مطالعات اسنادی، مدارک آرشیوی و مصاحبه در کنار روش میدانی حاصل شده است. نتیجه آنکه غالب فعالیت شرقشناسان و ایرانشناسان اروپایی در منطقة کوهگیلویه بیشتر در پوششی برای مطالعه عوارض جغرافیایی و همچنین آثار تاریخی با نگاهی ویژه به باستانشناسی بوده است. این مطالعات توسط دول متبوع آنان بهمنظور شناخت راههای ارتباطی و همچنین بهدستآوردن اطلاعاتی از جامعه، برای کنترل بیشتر بر مناطق جنوبغربی ایران و تسلط بر چاههای نفت یا ایجاد امنیت برای راههای مواصلاتی به منظور تجارت کالاها و مواد خام از این منطقه و به این منطقه است.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
شریف مبادری؛ آرمان فروهی؛ امیرتیمور رفیعی
چکیده
چکیدهدر عصر عباسیان (656-132 ق)، خوزستان بهعنوان منطقهای کلیدی در ایران، از نظر مذهبی متنوع و محل تلاقی و تعامل مذاهب مختلف بود. این پژوهش باتکیهبر منابع متقدم و با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی به شناسایی و تحلیل مذاهب رایج در خوزستان و جریانهای فرقهای پرداخته است و در پی پاسخ به این سوال هستیم که در جغرافیای خوزستان مذاهب ...
بیشتر
چکیدهدر عصر عباسیان (656-132 ق)، خوزستان بهعنوان منطقهای کلیدی در ایران، از نظر مذهبی متنوع و محل تلاقی و تعامل مذاهب مختلف بود. این پژوهش باتکیهبر منابع متقدم و با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی به شناسایی و تحلیل مذاهب رایج در خوزستان و جریانهای فرقهای پرداخته است و در پی پاسخ به این سوال هستیم که در جغرافیای خوزستان مذاهب عمده جهان اسلام در دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این منطقه چه نقشی ایفا کردند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد اکثریت مردم پیرو مذهب تسنن، بهویژه مکاتب حنفی و شافعی بودند که تحتتأثیر سیاستهای خلافت عباسی تقویت شده بودند. با اینحال، تشیع بهتدریج در میان قبایل عرب و جوامع شهری مانند اهواز و شوشتر گسترش یافت. سایر گروههای شیعی همچون زیدی و اسماعیلی با نفوذ محدودتر در بخشهایی از خوزستان حیات اجتماعی و فرهنگی داشتند. همچنین سیاستهای مذهبی عباسیان، بهویژه حمایت از مکاتب کلامی مانند معتزله و ضدیت با جنبشهای شیعی همچون زیدیه بر فضای مذهبی خوزستان اثر گذاشت. این سیاستها گاهی با مقاومتهایی از سوی گروههای محلی روبهرو شد. حیات مذاهب گوناگون در خوزستان ضمن همزیستی، گاه با چالشها و بحرانهای اجتماعی و سیاسی همراه بودند که از مسائلی مانند تفاوتهای مذهبی-فرهنگی بین گروههای شهری و روستایی نشأت می گرفت. تعامل و تقابل مذهبی در خوزستان عصر عباسی، نه تنها به رشد و رقابت فکری و کلامی میان مذاهب مختلف انجامید، بلکه در نهایت به تقویت هویت دینی منطقه و شکوفایی فرهنگی آن کمک کرد.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
نادر پروین؛ عسل پروین
چکیده
چکیده
یکی از ایلهای مهم مناطق کردنشین غرب ایران که نقش مهمی در تحولات دوره معاصر ایران از جمله در رخدادهای مربوط به دوران قاجاریه و پهلوی داشته است، ایل جاف جوانرود میباشد. تحقیق حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر نظریه مرکز- پیرامون درصدد پاسخ به این پرسش اساسی خواهد بود که مهمترین تکاپوها و اقدامات ایل جاف ...
بیشتر
چکیده
یکی از ایلهای مهم مناطق کردنشین غرب ایران که نقش مهمی در تحولات دوره معاصر ایران از جمله در رخدادهای مربوط به دوران قاجاریه و پهلوی داشته است، ایل جاف جوانرود میباشد. تحقیق حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر نظریه مرکز- پیرامون درصدد پاسخ به این پرسش اساسی خواهد بود که مهمترین تکاپوها و اقدامات ایل جاف جوانرود در تحولات معاصر ایران در سطح ملی و محلی چه بوده است؟ فرضیه پژوهش عبارت است از این مهم که مهمترین تکاپوهای ایل جاف جوانرود در دوره معاصر در سطوح ملی و محلی در تقابل با نابرابری فضایی منتج از حاکمیت مرکز-پیرامون و دارای پیوستگی و عمدتاً در جهت کسب هویت سیاسی و اقتصادی بوده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که مهمترین تکاپوها و اقدامات ایل جاف از نظر اهداف سران ایل، قابل تفکیک به دو بعد ملی و محلی اما از نظر ماهیت حوادث غیرقابل تفکیک به شمار میرود. از این جهت اهداف ملی مهمترین تکاپوها و اقدامات ایل جاف جوانرود از دوران قاجار تا پهلوی دوم که از طریق کوشش و مجاهدت رهبران آن کسب شده، عبارت است از افزایش توان چانهزنی با دولتها در کسب منافع تجاری و حقوق گمرکی، کسب هویت مستقل سیاسی-ایلی و کسب جایگاه برتر ژئوپولتیکی در بین ایلات غرب کشور از طریق مشارکت در مهمترین تحولات سیاسی دوران معاصر از جمله تقابل با حاکمیت سیستم مرکز-پیرامون و نابرابری فضایی در قالب سیاست مبارزه و واگرایی با دولتهای مرکزی قاجار، پهلوی اول و دوم، و همگرایی با شخصیتهایی همچون سالارالدوله، یارمحمدخان کرمانشاهی، قاضی محمد و دکتر مصدق و اهداف محلی ایل جاف جوانرود نیز مبتنی بر احیاء و بازسازی سازمان ایلی، گسترش قلمرو ایلی، کسب منافع تجاری مرزی، عقب راندن سلطه خاندان اردلان بر شهر جوانرود از طریق ائتلاف با ایل کلهر و پویایی ایلی بوده است. برخلاف مطالعات پیشین، تحقیق حاضر مبتنی بر پویایی ایلی و عدم تمایلات تجزیهطلبانه در بین سران ایل جاف جوانرود است.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
یاسر ملازئی
چکیده
چکیدهنقشۀ «پادشاهی پارس یا شاهنشاهی صوفی» از آنتونیو ماجینی ایتالیایی در سال 1004ق/1596م، یکی از نخستین تجربههای نقشهنگاری اروپایی در ترسیم چهرۀ جغرافیایی قلمرو ایران عصر صفوی و از مصداقهای بارزِ تکاپوهای اروپایی برای کسب آگاهیهای جغرافیایی از ایران این دوره به شمار میرود. تراکم دهها جاینام، اعم از استقرارگاههای ...
بیشتر
چکیدهنقشۀ «پادشاهی پارس یا شاهنشاهی صوفی» از آنتونیو ماجینی ایتالیایی در سال 1004ق/1596م، یکی از نخستین تجربههای نقشهنگاری اروپایی در ترسیم چهرۀ جغرافیایی قلمرو ایران عصر صفوی و از مصداقهای بارزِ تکاپوهای اروپایی برای کسب آگاهیهای جغرافیایی از ایران این دوره به شمار میرود. تراکم دهها جاینام، اعم از استقرارگاههای جمعیتی و پدیدههای طبیعی، این نقشه را به منبعی قابل توجه برای خوانش جاینامهای چهرۀ جغرافیایی ایران تبدیل کرده است. در بین جاینامهای متعدد ضبط شده، مقالۀ پیش رو میکوشد تا یکی از جاینامهای جنوب گسترۀ ایالتی خراسان را با نام [Coibocharan] به عنوان یک مسئلۀ تاریخی مورد بررسی قرار دهد؛ این جاینام در نقشۀ ماجینی در زمرۀ سه رشتهکوهی است که نقشهنگار در میان نواحی کوهستانی ایران، نامشناسی و مکانیابی کرده است. سؤال مقاله این است که معادل جاینام [Coibocharan] در نقشۀ ماجینی چیست و چرا وی از آن به مثابۀ یک پدیدۀ طبیعیِ کوهستانی در گسترۀ ایالت خراسان در عصر صفوی یاد کرده است؟ برای پاسخ بدین سؤال، از روش تحقیق تاریخی استفاده شده و شیوۀ گردآوری اطلاعات، کتابخانهای است. یافتههای مقاله، نمایانگر «چرخش یک مکان مقدّس باستانی به یک مکان مقدّس اسلامی» در جغرافیای ذهنی نقشهنگار است؛ به طوریکه منظور ماجینی از صورت ضبطشدۀ این جاینام، کوه باقران است که به مثابۀ یک جاینام یادبودی برای زنده نگهداشتن یاد و خاطرۀ نوادگان امام محمد باقر (ع) که در پای این کوه مدفون بودند، نامگذاری شد. اما در نحوۀ مکانیابی آن، ماجینی قصد نمایاندن یک رشتهکوه پهناور باستانی و کهن با نام «باگوس/باغوس/بغ» را داشته که به صورت افقی در میانۀ دو ایالت خراسان و سیستان قرار داشت و کوه فعلی باقران، تنها بخشی از آن بوده و نه همۀ آن.
pajoheshi
تاریخ های محلی ایران
هادی کشاورز
چکیده
نواحی محلی در دوره قاجاریه، با وجود دوری از مراکز سیاسی و فرهنگی، بخشی از فرایندهای فرهنگی را در خود بازتاب دادهاند. منطقه بوانات، در شمالشرقی فارس، از جمله این مناطق، خاستگاه نخبگان فرهنگی تأثیرگذار در این دوره بود. از این رو این پژوهش، با هدف شناخت کنشهای فرهنگی نخبگان بواناتی در دوره قاجاریه، به دنبال تحلیل و بررسی این کنشها ...
بیشتر
نواحی محلی در دوره قاجاریه، با وجود دوری از مراکز سیاسی و فرهنگی، بخشی از فرایندهای فرهنگی را در خود بازتاب دادهاند. منطقه بوانات، در شمالشرقی فارس، از جمله این مناطق، خاستگاه نخبگان فرهنگی تأثیرگذار در این دوره بود. از این رو این پژوهش، با هدف شناخت کنشهای فرهنگی نخبگان بواناتی در دوره قاجاریه، به دنبال تحلیل و بررسی این کنشها است. در این رابطه عوامل و زمینههای مؤثر، برگرایش و تمایل نخبگان بواناتی به کنشهای فرهنگی، مسئله اصلی این پژوهش میباشد. روش پژوهش تاریخی، با رویکرد توصیفی– تحلیلی، و گردآوری دادهها از منابع تاریخی، اسنادی و مطالعات میدانی صورت گرفته است. یافتههای این بررسی نشان میدهد. کنشهای فرهنگی نخبگان بواناتی، در قالب فعالیتهای آموزشی، علمی، ادبی، روزنامهنگاری، کتابت و استنساخ شکل گرفت و دامنه این فعالیتها از سطح محلی تا کنشهای فراملی گسترش یافت. همچنین فضای کنش بواناتیان، تحت تأثیر ساختارهای جغرافیایی-اقتصادی، ارتباطی- گذرگاهی، ایلی-محلی و ساخت سیاسی قرارداشت. در کنار این عوامل ساختاری، مجموعهای از مؤلفههای خانوادگی، ویژگیهای فردی و تنوع محیطهای، کنش نخبگان بواناتی، محرک آنان در گرایش به فعالیتهای فرهنگی شد. در همین راستا، بستر طبیعی و مذهبی بوانات، زیست در محیطهای صوفیانه، گسترش اندیشههای جدید در قالب جریانهای روشنفکری، و مهاجرت به سرزمینهای خارج از ایران، در کنش فرهنگی آنان تأثیر گذاشت. علاوه بر این، انگیزههای معیشتی، منزلتی، و پیوند با مراکز قدرت دربار، و خاندانهای متنفذ نیز، از دیگر عوامل و زمینههای مؤثر در گرایش بواناتیها به کنشهای فرهنگی بود.