تاریخ های محلی ایران
منا قربانی؛ سلیمان حیدری
چکیده
شهرهای تاریخی ایران، مجموعهای از فضاها و ابنیه شهری هستند که اطراف آنها با دروازهها و اغلب حصار و خندقی محدود میشد. دروازهها و باروها با گسترش شهرها و یا محدود کردن پیرامون آنها میتوانستند در طول زمان جابجا شوند و وسعت شهرها متغیر بود. قبور و قبرستانها همواره در نزد مردم این کشور، جایگاه والایی داشتهاند و به عنوان عنصری ...
بیشتر
شهرهای تاریخی ایران، مجموعهای از فضاها و ابنیه شهری هستند که اطراف آنها با دروازهها و اغلب حصار و خندقی محدود میشد. دروازهها و باروها با گسترش شهرها و یا محدود کردن پیرامون آنها میتوانستند در طول زمان جابجا شوند و وسعت شهرها متغیر بود. قبور و قبرستانها همواره در نزد مردم این کشور، جایگاه والایی داشتهاند و به عنوان عنصری ثابت، شناخته شده و نیز بسیار با اهمیت در فضای شهری، موجب خوانایی شهری میشدند، به همین خاطر بهکارگیری آنها در نامگذاری دروازهها، نشانی دادن قبور بر مبنای دروازههای مجاور آنها در متون تاریخی و اسناد دیگری چون کتیبه حک شده بر قبور و تلفیق و انطباق این اطلاعات با دیگر دانستههای تاریخی موجود، موجب شناسایی محدوده بافت تاریخی در دورههای مختلف میشود. بازشناسی محدوده بافت تاریخی شیراز در دورههای مختلف تاریخی، براساس موقعیت مزارات و گورستانها و تطبیق آن با دادههای تاریخی، هدفی است که این پژوهش به روش توصیف تاریخی همراه با تحلیل و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای و میدانی به دنبال دستیابی به آن است، چراکه برخی از این قبور باقی ماندهاند و براساس آنها میتوان به درک بهتری از موقعیت دروازهها، گورستانهای تاریخی و در نهایت محدوده بافت تاریخی شیراز رسید. شناخت این محدوده از شهر، خود موجب شناخت و درک بهتر دیگر عناصر آن نیز در دورههای مختلف تاریخی میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بافت تاریخی شیراز در بخش شمال شرقی در برههای از تاریخ و در جنوب شرقی خود، دگرگونیهای اندکی داشته و در سایر نقاط تقریباً در طول تاریخ، ثابت بوده است.
تاریخ های محلی ایران
فاطمه مختاری؛ سهند لطفی؛ مهسا شعله؛ سیدمحمدحسین ذاکری
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی آستانههای تاریخی شهر شیراز از منظر سیاحان خارجی از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه پرداخته است. این تحقیق بهمنظور تحلیل تأثیرات طبیعی و مصنوعی آستانهها در شکلدهی تصورات سیاحان از شیراز، با تکیه بر منابع دستاول مانند سفرنامهها انجام شده است. هدف اصلی، شفافسازی جایگاه آستانهها در ورودیهای شهری و تأثیر ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی آستانههای تاریخی شهر شیراز از منظر سیاحان خارجی از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه پرداخته است. این تحقیق بهمنظور تحلیل تأثیرات طبیعی و مصنوعی آستانهها در شکلدهی تصورات سیاحان از شیراز، با تکیه بر منابع دستاول مانند سفرنامهها انجام شده است. هدف اصلی، شفافسازی جایگاه آستانهها در ورودیهای شهری و تأثیر آنها بر درک سیاحان از هویت شهری شیراز در چهار دوره تاریخی مهم ایران است. برای دستیابی به این هدف، از روش اسنادی-تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. دادهها از سفرنامههای مختلفی که در دورههای مورد نظر نوشته شدهاند، استخراج و تحلیل شدهاند. از مجموع ۴۲ سفرنامه گردآوریشده، ۲۵ سفرنامه که حاوی اطلاعات مرتبط با آستانهها و ورودیهای شهر شیراز بودند، انتخاب و مورد بررسی دقیق قرار گرفتند. تحلیل محتوای دادهها، با استفاده از نرم افزار Atlas.ti انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که سیاحان در توصیف آستانههای شیراز بر جغرافیای طبیعی اطراف شهر و عناصر مصنوعی که دست بشر ساخته است، توجه ویژهای داشتهاند. جغرافیای طبیعی، بهویژه کوههای اطراف دشت شیراز و پوشش گیاهی و باغهایی که در پیرامون شهر قرار دارند، نقش برجستهای در توصیف منظر شهر ایفا میکنند. در کنار این، عناصر مصنوعی نظیر دروازهها، گنبدها و گورستان های اطراف شهر بهعنوان نمادها و مرزهای ورودی شهر، در ذهن مسافران تصویری خاص و معنادار از شیراز بهوجود میآوردند. این بررسیها همچنین بهوضوح تأثیر تخریبها و تغییرات دروازهها در دورههای بعدی، بهویژه در دوره قاجار، بر منظر شهری و هویت شیراز اشاره میکنند.
علی بحرانی پور؛ لیدا مودت؛ علی توکلیان
دوره 10، شماره دوم - پیاپی20- بهار و تابستان 1401 ، مهر 1401، ، صفحه 103-116
چکیده
یکی از مهمترین پیامدهای یورش و استیلای مغولان بر ایران در قرن هفتم هجری (13م) نوسانات شدید جمعیتی در ایالتهای مختلف بود. در این میان شیراز بهعنوان مرکز ایالت پارس در زیر فرمان اتابکان فارس، علیرغم نبود وحدت سیاسی و تفرقۀ داخلی توانست از یورش وایرنگر مغول و تبعات ناشی از آن در امان بماند. این مقاله بر آن است تا ساختار جمعیتی و عوامل ...
بیشتر
یکی از مهمترین پیامدهای یورش و استیلای مغولان بر ایران در قرن هفتم هجری (13م) نوسانات شدید جمعیتی در ایالتهای مختلف بود. در این میان شیراز بهعنوان مرکز ایالت پارس در زیر فرمان اتابکان فارس، علیرغم نبود وحدت سیاسی و تفرقۀ داخلی توانست از یورش وایرنگر مغول و تبعات ناشی از آن در امان بماند. این مقاله بر آن است تا ساختار جمعیتی و عوامل تأثیرگذار بر رشد و کاهش جمعیت شیراز را به روش توصیفی تحلیلی و براساس اطلاعات کتابخانهای و میدانی (گورستانها) بررسی کند. یافتههای این بررسی نشان میدهد که شیراز تا روزگار اتابک ابوبکر بهدلیل هجوم مهاجران از شهرهای بزرگ آسیبدیده از حملات مغولان و امنیت داخلی شاهد افزایش جمعیت بود. اما جنگها و ناامنیها پس از اتابک ابوبکر رخ داد. حملات نکودریان (6۷۷ و 6۸۰ ق)، قحطی (۶۸۰ق) و بیماریهای واگیردار ( 698 ق) و... از میزان جمعیت شیراز کاست و جمعیت سیر نزولی گرفت اما در زمان ابواسحاق اینجو (۷۵۲-۷۲۵). ابنبطوطه شیراز را پرجمعیت و پررونق یافت.
تاریخ های محلی ایران
کمال ظریفیان منش؛ فاطمه بینشی فر
چکیده
عهد قاجار دورۀ تکامل، توسعه و رشد کمی و کیفی تعزیه بود و از جهات گوناگون ازجمله محتوا، نحوۀ اجرا، چگونگی پوشش، دگرگون شد و بهدلیل بافت مذهبی جامعۀ ایران و بهتبع آن ایالت فارس و بهویژه شهر شیراز در عصرقاجار، رونق فراوانی یافت. علاوهبر این رقابت کارگزارن حکومتی، اعیان و بزرگان، زنان، روحانیون و بازرگانان نقش پررنگی ...
بیشتر
عهد قاجار دورۀ تکامل، توسعه و رشد کمی و کیفی تعزیه بود و از جهات گوناگون ازجمله محتوا، نحوۀ اجرا، چگونگی پوشش، دگرگون شد و بهدلیل بافت مذهبی جامعۀ ایران و بهتبع آن ایالت فارس و بهویژه شهر شیراز در عصرقاجار، رونق فراوانی یافت. علاوهبر این رقابت کارگزارن حکومتی، اعیان و بزرگان، زنان، روحانیون و بازرگانان نقش پررنگی در برگزاری آیین عزاداری محرم بهویژه برگزاری تعزیه داشتند و در این راه موقوفاتی را برای محل و یا تامین مخارج تعزیهداری وقف میکردند. بررسی جایگاه اسناد موقوفات و متولیان آنها در تعزیهداری شیراز در دورۀ قاجاریه، پرسشی اساسی است که این پژوهش تلاش دارد با استفاده از روش اسنادی و تجزیه و تحلیل اسناد به مسئله موردنظر پاسخ دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بافت سنتی و مذهبی جامعه فارس در دوره قاجار و ارادت بومیان ازجمله تجار، زنان اعیان و کارگزاران حکومتی نسبت به اهل بیت (ع) عامل مهمی در افزایش موقوفات و توسعه تعزیهداری در شیراز بود.
عظیم شه بخش؛ امید غیاثی
چکیده
برخلاف شاعران عرفانی، که عموماً با تحولات اجتماعی و سیاسی بیگانهاند، تاریخ سیاسی شیراز قرن هشتم در شعر حافظ بروز یافته است که میتوان جوهرة آن را اندیشة ایرانشهری دانست. در اواخر دورة ساسانی، مفاهیم متعددی در قالب فرهنگ و اندیشة ایرانیان شکل گرفتهبود که ریشه در چندین قرن تمدن و مواجهه با تمدنهای دیگر داشت. اندیشة سیاسی ایران ...
بیشتر
برخلاف شاعران عرفانی، که عموماً با تحولات اجتماعی و سیاسی بیگانهاند، تاریخ سیاسی شیراز قرن هشتم در شعر حافظ بروز یافته است که میتوان جوهرة آن را اندیشة ایرانشهری دانست. در اواخر دورة ساسانی، مفاهیم متعددی در قالب فرهنگ و اندیشة ایرانیان شکل گرفتهبود که ریشه در چندین قرن تمدن و مواجهه با تمدنهای دیگر داشت. اندیشة سیاسی ایران باستان یکی از مقولاتی است که در دوران اسلامی تداوم یافت و از آن به اندیشة ایرانشهری تعبیر شده است. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد تاریخ اندیشة آر.جی کالینگوود (Collingwood)، فیلسوف و مورخ انگلیسی، سعی شده است تا بدین سؤال اصلی پاسخ داده شود که چرا وجوه مهم اندیشة سیاسی ایرانشهری در اندیشة حافظ نمود یافته است و تاریخ شیراز آن دوره چگونه بر این اساس تحلیل میشود. یافتههای پژوهش که به صورت تحلیلی ـ تاریخی به دست آمده، نشان میدهند که رویکرد سیاسی حافظ در اشعارش با اندیشة ایرانشهری پیوند داشته و مدح و ذم شاهان زمانه در راستای مؤلفههای این اندیشه صورت گرفته است.
سیداحمد عقیلی؛ علیاکبر جعفری؛ کریم نجفی برزگر
چکیده
از مباحث مهم تاریخ زندیه بررسی و تحلیل اقدامات کریمخان در ابعاد مختلف حکومتی به ویژه در بُعد اقدامات اجتماعی و اقتصادی وی میباشد. اکثر منابع تاریخی زندیه دوره استقرار کریمخان در شیراز را دوران آرامش اجتماعی و امنیت اقتصادی معرفی کردهاند. اینکه تا چه میزان این نگرش منابع قابل تأیید است هدف اصلی از انجام این پژوهش است. مقاله به ...
بیشتر
از مباحث مهم تاریخ زندیه بررسی و تحلیل اقدامات کریمخان در ابعاد مختلف حکومتی به ویژه در بُعد اقدامات اجتماعی و اقتصادی وی میباشد. اکثر منابع تاریخی زندیه دوره استقرار کریمخان در شیراز را دوران آرامش اجتماعی و امنیت اقتصادی معرفی کردهاند. اینکه تا چه میزان این نگرش منابع قابل تأیید است هدف اصلی از انجام این پژوهش است. مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی با استناد به منابع دست اول تاریخی تلاش دارد به این رهیافت پژوهشی منجر شود که امنیت اجتماعی و آرامش اقتصادی دورة کریمخان زند که منابع تاریخی از آن یاد نمودهاند، با واقعیتهای تاریخی آن دوره چندان تطابقی ندارد و با در نظر گرفتن برخی مؤلفهها، این گفتة منابع مورد تردید واقع میگردد. اقدامات و عملکرد کریمخان فقط در پایتختش بروز و نمود داشته و چنین دیدگاهی را درباره سایر مناطق تحت نفوذ کریمخان نمیتوان پذیرفت . حتی عملکرد وی در شهر شیراز نیز بنا به عوامل و مولفههایی که در مقاله مطرح شده است میبایست به صورت نسبی و موقتی در نظر گرفت تا بیشتر با واقعیت تاریخی منطبق گردد.
فاطمه جان احمدی؛ رضا شعبانی؛ آرمین دخت امین
دوره 4، شماره دوم-پیاپی 8-بهار و تابستان 95 ، شهریور 1395، ، صفحه 135-149
چکیده
جهان اسلام در قرن چهارم هجری با تعدد پایتختهایی مواجه است که هریک از آنها در عرصه سیاسی و فرهنگی به جد نقشآفرین هستند. جغرافیای وسیع، لزوم بقای دولتهای مستقل و نیمهمستقل اسلامی و بالاگرفتن رقابتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی مذهبی موجب شد تا برخی از شهرهای سیاسی به پایتختی مطرح در جهان اسلام تبدیل شوند. در میان پایتختهای ...
بیشتر
جهان اسلام در قرن چهارم هجری با تعدد پایتختهایی مواجه است که هریک از آنها در عرصه سیاسی و فرهنگی به جد نقشآفرین هستند. جغرافیای وسیع، لزوم بقای دولتهای مستقل و نیمهمستقل اسلامی و بالاگرفتن رقابتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی مذهبی موجب شد تا برخی از شهرهای سیاسی به پایتختی مطرح در جهان اسلام تبدیل شوند. در میان پایتختهای همطراز دو پایتخت شیعی جهان اسلام، شیراز به عنوان پایتخت بویهیان و حلب به عنوان پایتخت حمدانیان، به دلیل شباهتها و تفاوتهای درخور توجه، در این مقاله مورد بررسی قرار گرفتهاند. تقارن زمانی، تقارن دیدگاههای مذهبی، فعالیتهای مشابه فرهنگی و نام و آوازه بلند عضدالدوله بویهی و سیفالدوله حمدانی، امرای حاکم بر این دو پایتخت، در میان سایر حکومتهای متقارن قرن چهارم هجری قمری از شباهتهای مشترک آنها به شمار میرود. یکی دیگر از وجوه مهم شباهتها و تفاوتهای این دو پایتخت به عوامل مؤثر در مکانگزینی آنها و نقش و اهمیت این پایتختها در تمدن اسلامی قرن چهارم هجری بازمیگردد. از همین رو در مقاله پیش رو برآنیم که با روش توصیفی- تحلیلی ایتدا عوامل مؤثر بر مکانگزینی پایتخت عضدالدوله دیلمی در شیراز را به تفصیل مورد بررسی قرار داده و آنگاه به صورت تطبیقی عوامل مؤثر بر مکانگزینی پایتخت سیفالدوله حمدانی در حلب را با این عوامل مقایسه کنیم. این پژوهش به بررسی وجوه تشابه و تفاوت عوامل مؤثر بر انتخاب شیراز و حلب، به عنوان پایتخت عضدالدوله دیلمی و سیفالدوله حمدانی، میپردازد. مقاله به این نتیجه منجر گردیده است که اگرچه دلایل انتخاب این دو پایتخت در بسیاری از موارد به هم شباهت داشته، اما نقش و اهمیت هریک از این پایتختها در قرن چهارم هجری، با دیگری متفاوت بوده است.