تاریخ های محلی ایران
حبیب اله سعیدی نیا؛ مجتبی محمدی
چکیده
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره میبرد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارشهای رسمی دولتی ...
بیشتر
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره میبرد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارشهای رسمی دولتی انجام گرفته است. گزارشهای رسمی نشان میدهد که نظمیه بوشهر و رؤسای نخستین آن در سالهای آغازین فعالیت با مشکلات و معضلات گوناگونی چون عدم بودجه و منابع مالی مناسب جهت تامین نیروی نظامی و همچنین ناتوانی در هماهنگی با کلانتران بوشهر و سایر ارگانهای همسو در نظارت بر شهر روبه رو بودند اما به مرور با تثبیت و تعریف جایگاه نظمیه در امور انتظامی بوشهر توانستند امنیت نسبی را در بوشهر برقرار سازند. با اینحال گزارشهای غیر رسمی در مواردی در تعارض با گزارشهای رسمی است.
حبیب اله سعیدی نیا؛ حسین عبداله پور
چکیده
دوران پس از سقوط سلسله صفویه از جمله ادوار مهم تاریخی ایران است. از تحولات مهم این دوره، مهاجرت گروهها و قبایل مختلف (اعم از ایرانی و عرب) به سمت کرانههای شمالی خلیج فارس و استقرار و قدرتگیری آنها در این نقاط بود. با روی کار آمدن نادرشاه، به دلیل توجه ویژه او به خلیج فارس و تأسیس نیروی دریایی و بکارگیری و استفاده از توان و ظرفیت دریانوردی ...
بیشتر
دوران پس از سقوط سلسله صفویه از جمله ادوار مهم تاریخی ایران است. از تحولات مهم این دوره، مهاجرت گروهها و قبایل مختلف (اعم از ایرانی و عرب) به سمت کرانههای شمالی خلیج فارس و استقرار و قدرتگیری آنها در این نقاط بود. با روی کار آمدن نادرشاه، به دلیل توجه ویژه او به خلیج فارس و تأسیس نیروی دریایی و بکارگیری و استفاده از توان و ظرفیت دریانوردی برخی از همین قبایل مهاجر و امتزاج آنها با اقوام ایرانی، به عنوان لشکریان نادری به جایگاه و موقعیت ممتازی دست یافتند.کریم خان زند نیز توانست با کمک همین قدرتهای محلی بر اکثر نواحی ایران مسلط و پایههای حکومت خود را در شیراز تثبیت کند. پژوهش حاضر بر آن است تا نقش یکی از بازیگران مهم این دوره و از متحدان و نزدیکان حکومت زندیه، یعنی قائدحیدر حیات داودی (گناوهای)، را مطالعه و واکاوی کند و به چگونگی مناسبات او با حکومت زند، شرکتهای خارجی و دو همسایه جنوبیاش ـ آلذعاب در بندر ریگ و آلمذکور در بوشهر ـ بپردازد. سؤال پژوهش حاضر آن است که مناسبات و روابط قائد حیدر با کریمخان، شرکتهای ایک و واک و دیگر حکام محلی به چه نحوی بوده و عوامل التهاب و دگرگونی در این روابط چه بوده است. روش این پژوهش تاریخی، توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانهای است.