تاریخ های محلی ایران
ساسان طهماسبی؛ سید صاحب برزین
چکیده
چکیده
ایالت تاریخی فارس تا پیش از تشکیل دولت صفویه، یکی از پایگاههای اهل سنت به شمار میرفت و اغلب مردم آنجا بر مذهب شافعی بودند، ولی در دورة صفویه، تشیع در آن منطقه نیز گسترش یافت و اهل سنت صرفاً در بخشهایی از جنوب استان کنونی فارس و سواحل و جزایر خلیجفارس، مذهب خود را حفظ کردند. این پژوهش به روش تاریخی، درصدد پاسخگویی به این ...
بیشتر
چکیده
ایالت تاریخی فارس تا پیش از تشکیل دولت صفویه، یکی از پایگاههای اهل سنت به شمار میرفت و اغلب مردم آنجا بر مذهب شافعی بودند، ولی در دورة صفویه، تشیع در آن منطقه نیز گسترش یافت و اهل سنت صرفاً در بخشهایی از جنوب استان کنونی فارس و سواحل و جزایر خلیجفارس، مذهب خود را حفظ کردند. این پژوهش به روش تاریخی، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که فرایند گسترش تشیع در فارس دورة صفوی چگونه بود و دولت صفوی برای ترویج تشیع در آن منطقه، از چه ابزارها و راهکارهایی بهره گرفت. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که روند گرایش مردم فارس به تشیع، تدریجی و توأم با تقیه بود و شاه اسماعیل اول عمدتاً به روشهای سلبی متوسل شد، اما شاه طهماسب از روشهای ایجابی و تشویقی و فرهنگی بهره بیشتری گرفت و موقعیت تشیع را در فارس تحکیم کرد. با وجود این، وقایع دورة شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده نشان داد که هنوز بخش بزرگی از مردم فارس بر مذهب اهل سنت باقی مانده بودند یا تغییر کیش آنها قابلاعتماد نبود. با روی کار آمدن شاه عباس اول و تحکیم موقعیت سیاسی دولت صفوی در جنوب ایالت فارس و تا پایان دورة صفوی، تشیع روندی رو به گسترش را تجربه کرد. همچنین بررسیها نشان داد گسترش تشیع در فارس به صورت یکباره و فراگیر صورت نگرفت. گرچه در دوره اسماعیل اول، اقدامات الزامی بر برنامههای ترویجی غلبه داشت ولی در دوره دیگر سلاطین صفویه، اقدامات فرهنگی و ترویجی، ایجاد مشوقهای اقتصادی و انگیزههای اجتماعی، نقش مهمی در گسترش تشیع در این ایالت در دوره صفویه داشت.
تاریخ های محلی ایران
سعید سلیمانی؛ هوشنگ خسروبیگی؛ یزدان فرخی؛ عبدالله ساجدی
چکیده
علیبنمحمد بارزی یکی از شخصیتهایی است که علیرغم آن که حدود سالهای 359-361ق چالشی سخت برای آلبویه در کرمان آفرید، در هالهای از گمنامی در رویدادهای تاریخ ایران در قرن چهارم باقی مانده است. چرا که منابع دست اول در مورد او سکوت اختیار کردهاند، بهطوری که نام این سردار به جز در گزارش ابن مسکویه، در همه تاریخنگاریها و حتی در ...
بیشتر
علیبنمحمد بارزی یکی از شخصیتهایی است که علیرغم آن که حدود سالهای 359-361ق چالشی سخت برای آلبویه در کرمان آفرید، در هالهای از گمنامی در رویدادهای تاریخ ایران در قرن چهارم باقی مانده است. چرا که منابع دست اول در مورد او سکوت اختیار کردهاند، بهطوری که نام این سردار به جز در گزارش ابن مسکویه، در همه تاریخنگاریها و حتی در تاریخ سیستان حذف شده است. ولی وجود یک سکه نو یافته و ضرب شده در سیستان، نشان دهنده حضور پررنگ او در سپهر سیاسی شرق ایران در این دوره تاریخی است. آیا ردپای تحریک سامانیان ضد خلفبناحمد صفاری (متحد بویهیان) وجود داشته است؟ مساله این تحقیق، مبتنی بر شناسایی زمینههای شکلگیری قیام علیبنمحمد بارزی و جایگاه رفتار سیاسی و نظامی او و نیز علل ناکامی او در تداوم حاکمیت سیاسی با تاکید بر بررسی نقش سامانیان است. این تحقیق با هدف بازتعریف بخشی از رویدادهای سیاسی و نظامی ایران در سیستان و کرمان در سالهای فوق الذکر و متکی بر مطالعات سکهشناسی است. دستاورد این بررسی که با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعه متون تاریخی و به خصوص سکه نویافته، بیانگر این مهم است که، حرکت سیاسی و نظامی علیبنمحمد بارزی در ارتباط وثیق با سیاستها و برنامههای سامانیان در منطقه سیستان و کرمان و در مقابله با آلبویه بود.
تاریخ های محلی ایران
محسن پرویش؛ محمد بی طرفان
چکیده
در دوران پهلوی دوم اصلاحات ارضی به عنوان یکی از محورهای اصلی برنامههای توسعه کشور صرفاً به توزیع زمین محدود نشد. دولتمردان وقت با درک این موضوع که تحول در ساختار مالکیت زمین به تنهایی کافی نیست به ایجاد نهادهای مکملی روی آوردند تا اهداف اصلاحات را بهطور کامل محقق سازند. در این میان «خانههای فرهنگ روستایی» با هدف ارائه خدمات ...
بیشتر
در دوران پهلوی دوم اصلاحات ارضی به عنوان یکی از محورهای اصلی برنامههای توسعه کشور صرفاً به توزیع زمین محدود نشد. دولتمردان وقت با درک این موضوع که تحول در ساختار مالکیت زمین به تنهایی کافی نیست به ایجاد نهادهای مکملی روی آوردند تا اهداف اصلاحات را بهطور کامل محقق سازند. در این میان «خانههای فرهنگ روستایی» با هدف ارائه خدمات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی تأسیس شدند و به امکاناتی نظیر کتابخانه و دسترسی به رسانههایی چون رادیو و تلویزیون مجهز گشتند. پژوهش حاضر با اتکا به روش تاریخی-تحلیلی و با بررسی اسناد موجود در آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به واکاوی نقش و عملکرد خانههای فرهنگ روستایی در استان آذربایجان غربی طی این دوره میپردازد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که خانههای فرهنگ روستایی در آذربایجان غربی مشابه نمونههای دیگر در سراسر کشور در دستیابی به اهداف تعیینشده ناکام ماندند. دلایل اصلی این ناکامی را میتوان در مجموعهای از عوامل جستجو کرد: عدم تطابق برنامههای ابلاغی با نیازهای واقعی و اولویتهای زندگی روستاییان، بیتوجهی به اهمیت مشارکت جوامع محلی در فرآیند برنامهریزی و اجرا، ضعفهای ساختاری و دیوانسالاری حاکم بر این نهادها و کمبود زیرساختهای اساسی. این شکست در واقع بازتابی از محدودیتهای ذاتی رویکردهای توسعهای متمرکز و از بالا به پایینی بود که بدون در نظر گرفتن بافت اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی ایران در آن عصر به اجرا درمیآمد.
تاریخ های محلی ایران
آرش ضیاءتبری؛ فیض اله بوشاسب گوشه؛ احمد کامرانی فر
چکیده
داد و دهش از مهمترین نکات اخلاقی در دین زرتشتی میباشد. از روزگاران قدیم، زرتشتیان با خیرات و برپایی گهنبارها موجب خشنودی خود و خرسندی دیگران شدهاند. زرتشتیان ایران بهویژه زرتشتیان کرمان با وقف نمودن زمین، باغ، آب و خانه خود، برای برطرف نمودن نیازهای جامعه و پرداخت هزینه جشنها و تحصیل دانشآموزان، در اینکار خیر پیشگام بودند. ...
بیشتر
داد و دهش از مهمترین نکات اخلاقی در دین زرتشتی میباشد. از روزگاران قدیم، زرتشتیان با خیرات و برپایی گهنبارها موجب خشنودی خود و خرسندی دیگران شدهاند. زرتشتیان ایران بهویژه زرتشتیان کرمان با وقف نمودن زمین، باغ، آب و خانه خود، برای برطرف نمودن نیازهای جامعه و پرداخت هزینه جشنها و تحصیل دانشآموزان، در اینکار خیر پیشگام بودند. فشارهای اجتماعی و اقتصادی و محدودیتهای بهوجود آمده برای اقلیتهای دینی در دورههای گذشته، زندگی زرتشتیان را تحت تاثیر قرارداد و شرایط سختی داشتند که فقر و بی سوادی از مهمترین این مشکلات بود. بنابراین پیدایش موقوفات، این شرایط را تغییر داد. این مقاله درپی پاسخگویی به این سوال است که موقوفات زرتشتی کرمان در دوره قاجار و پهلوی چه تاثیری بر وضعیت اجتماعی و فرهنگی زرتشتیان این شهر داشته است؟ با بررسیهای انجام شده در این پژوهش مشخص گردید که بیشتر این موقوفات بعد از دستور لغو جزیه در زمان ناصرالدین شاه قاجار وقف شدهاند که علاوه بر تأثیرات درونی جامعه بر وضعیت اجتماعی شهر کرمان نیز تأثیر داشته اند. این موقوفات با نظارت و تولیت انجمن زرتشتیان کرمان در انجام کارهای آموزشی، درمانی، ورزشی و آیینی، تاثیر مهمی بر وضعیت اجتماعی و فرهنگی زرتشتیان کرمان داشت. پژوهش حاضر با روش تحقیق تاریخی با استفاده از اسناد، وقفنامهها و منابع کتابخانهای انجام و به شیوه توصیفی و تحلیلی تدوین شده است.
تاریخ های محلی ایران
علیرضا دارابی؛ مرتضی دانشوری
چکیده
جُوین از سرزمینهای قدیمی خراسان، همراه با پیشینه کهن میباشد، سرزمینی که مشاهیر و مفاخر زیادی را در خود جایداده است. آثار و شواهد متعدد برجایمانده، نشان از اهمیت شهر جوین در دوران باستان دارد. اما اهمیت جُوین در دوران بعد از اسلام و دورههای ایلخانان و تیموریان بسیار درخشانتر است با اینوجود با توجه به کاوشهای ...
بیشتر
جُوین از سرزمینهای قدیمی خراسان، همراه با پیشینه کهن میباشد، سرزمینی که مشاهیر و مفاخر زیادی را در خود جایداده است. آثار و شواهد متعدد برجایمانده، نشان از اهمیت شهر جوین در دوران باستان دارد. اما اهمیت جُوین در دوران بعد از اسلام و دورههای ایلخانان و تیموریان بسیار درخشانتر است با اینوجود با توجه به کاوشهای اندک باستانشناسی درباره وجه تسمیه، پیشینه استقرار و صورت اصلی نام این شهر، ابهاماتی وجود دارد. مقاله حاضر به مطالعه واژه «جُوین» پرداخته است که هدف اصلی آن مطالعه وجه تسمیه جوین در طول تاریخ میباشد بهگونهای که سیر تاریخی نام جوین مورد واکاوی قرار گرفته است، برای انجام آن، از روشهای تحقیق کتابخانهای، مطالعه اسنادی انجام شده است. براساس متون پرشمارِ برجایمانده از دوران اسلامی، ریشهیابی نام این شهر با کاستیهایی مانند؛ کمتوجهی به سنتهایی شفاهی مردمِ بومی، توجه نکردن به برخی از منابع مهم تاریخی، اهمیت ندادن به کشفیات و کاوشهای باستانشناسی در منطقه، بهگونهای که ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی این منطقه مغفول مانده است. باتوجه به یافتههای تحقیق، «جُوین» واژهای کاملاً ایرانی و ریشهای باستانی دارد و وجه تسمیه آن شامل رویکردهای زیر میشود: سرزمینی واقع در دو قسمت جوی آب. نان جُووِین حاصل از غله جو. سرزمینی جلگهای واقعبین دو رشتهکوه. جُوَین برگرفته کُوی و برزن، به معنی سرزمین بخشنده. جُوَین، معرب کَوَیان و یا گَوَیان که بعد از ورود اسلام و رواج زبان عربی؛ با ابدال «گَ» به «جِ» به جُوَین تغییر یافته است.
تاریخ های محلی ایران
منا قربانی؛ سلیمان حیدری
چکیده
شهرهای تاریخی ایران، مجموعهای از فضاها و ابنیه شهری هستند که اطراف آنها با دروازهها و اغلب حصار و خندقی محدود میشد. دروازهها و باروها با گسترش شهرها و یا محدود کردن پیرامون آنها میتوانستند در طول زمان جابجا شوند و وسعت شهرها متغیر بود. قبور و قبرستانها همواره در نزد مردم این کشور، جایگاه والایی داشتهاند و به عنوان عنصری ...
بیشتر
شهرهای تاریخی ایران، مجموعهای از فضاها و ابنیه شهری هستند که اطراف آنها با دروازهها و اغلب حصار و خندقی محدود میشد. دروازهها و باروها با گسترش شهرها و یا محدود کردن پیرامون آنها میتوانستند در طول زمان جابجا شوند و وسعت شهرها متغیر بود. قبور و قبرستانها همواره در نزد مردم این کشور، جایگاه والایی داشتهاند و به عنوان عنصری ثابت، شناخته شده و نیز بسیار با اهمیت در فضای شهری، موجب خوانایی شهری میشدند، به همین خاطر بهکارگیری آنها در نامگذاری دروازهها، نشانی دادن قبور بر مبنای دروازههای مجاور آنها در متون تاریخی و اسناد دیگری چون کتیبه حک شده بر قبور و تلفیق و انطباق این اطلاعات با دیگر دانستههای تاریخی موجود، موجب شناسایی محدوده بافت تاریخی در دورههای مختلف میشود. بازشناسی محدوده بافت تاریخی شیراز در دورههای مختلف تاریخی، براساس موقعیت مزارات و گورستانها و تطبیق آن با دادههای تاریخی، هدفی است که این پژوهش به روش توصیف تاریخی همراه با تحلیل و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای و میدانی به دنبال دستیابی به آن است، چراکه برخی از این قبور باقی ماندهاند و براساس آنها میتوان به درک بهتری از موقعیت دروازهها، گورستانهای تاریخی و در نهایت محدوده بافت تاریخی شیراز رسید. شناخت این محدوده از شهر، خود موجب شناخت و درک بهتر دیگر عناصر آن نیز در دورههای مختلف تاریخی میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بافت تاریخی شیراز در بخش شمال شرقی در برههای از تاریخ و در جنوب شرقی خود، دگرگونیهای اندکی داشته و در سایر نقاط تقریباً در طول تاریخ، ثابت بوده است.
تاریخ های محلی ایران
محسن بیگدلی؛ محمدعظیم حسین بر؛ فاطمه جعفرنیا؛ کریم نجفی برزگر
چکیده
ماوراءالنّهر، بهدلیل غنای اقتصادی و موقعیت استراتژیک، از مراکز کلیدی تأمین مالی خلافت مروانی بود. سیاستهای مالی این دوره، بهویژه در اخذ خراج و جزیه، با چالشهایی نظیر مقاومتهای محلّی و تنوّع فرهنگی مواجه شد. بررسی این سیاستها به دلیل تأثیر آنها بر ثبات اقتصادی و سیاسی منطقه و فقدان پژوهشهای متمرکز بر این موضوع، ضروری ...
بیشتر
ماوراءالنّهر، بهدلیل غنای اقتصادی و موقعیت استراتژیک، از مراکز کلیدی تأمین مالی خلافت مروانی بود. سیاستهای مالی این دوره، بهویژه در اخذ خراج و جزیه، با چالشهایی نظیر مقاومتهای محلّی و تنوّع فرهنگی مواجه شد. بررسی این سیاستها به دلیل تأثیر آنها بر ثبات اقتصادی و سیاسی منطقه و فقدان پژوهشهای متمرکز بر این موضوع، ضروری است. هدف پژوهش، تبیین سیاستهای مالی مروانیان و نگرش حکمرانان به شیوههای اخذ مالیات در ماوراءالنّهر است، با این سؤال که این سیاستها چگونه شکلگرفتند و چه تأثیری داشتند؟ روش تحقیق تاریخی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی است و با تکیه بر منابع تاریخی، به تحلیل دادهها پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که سیاستهای مالی مروانیان ترکیبی از رویکردهای متمرکز دوران عبدالملک و قتیبه، دوران سرکوبگرانة یزید بن مهلّب و عصر اصلاحی عمربنعبدالعزیز بود. عبدالملک با استانداردسازی دیوان خراج، کارایی را افزایش داد، امّا فشارهای مالیاتی یزید بن مهلّب به کاهش تولید و شورش منجر شد. اصلاحات عمر با تأکید بر عدالت اسلامی، رضایت عمومی را جلب کرد، امّا بهدلیل مقاومت نخبگان، پایدار نماند. نصر بن سیار با ساماندهی مالیاتی، ثبات نسبی ایجاد کرد، ولی گسترش اسلام و معافیتهای مالیاتی، درآمد خلافت را کاهش داد. این پژوهش، با تحلیل جامع سیاستهای مالی مروانیان، نشان میدهد که فقدان انسجام و سوءمدیریت، بهتضعیف نفوذ خلافت در ماوراءالنّهر کمک کرد و بر ضرورت مطالعه عمیقتر نظامهای مالیاتی در تاریخ اسلامی تأکید دارد.
تاریخ های محلی ایران
امین داودی؛ قباد منصوربخت
چکیده
شرفنامه بدلیسی، به عنوان یکی از منابع مهم تاریخنگاری محلی ایران، با تمرکز بر تاریخ امرای کُرد، جایگاهی ویژه دارد. این اثر، نخستین منبع تاریخنگاری است که به طور خاص به کردها و پیوندشان با تاریخ ایران میپردازد. بدلیسی، با تجربۀ نظری و عملی در دیوانسالاری ایران دوره صفویه، درکی عینی و تاریخی از مفهوم ایران ارائه میدهد. پرسش اصلی ...
بیشتر
شرفنامه بدلیسی، به عنوان یکی از منابع مهم تاریخنگاری محلی ایران، با تمرکز بر تاریخ امرای کُرد، جایگاهی ویژه دارد. این اثر، نخستین منبع تاریخنگاری است که به طور خاص به کردها و پیوندشان با تاریخ ایران میپردازد. بدلیسی، با تجربۀ نظری و عملی در دیوانسالاری ایران دوره صفویه، درکی عینی و تاریخی از مفهوم ایران ارائه میدهد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مفهوم ایران در کتاب شرفنامۀ بدلیسی چیست و چگونه تعریف یا بازنمایی شده است؟ این پژوهش، با استفاده از روش تاریخ مفهومی، نشان میدهد که بدلیسی، فهمی تاریخی از سرزمین، اقوام و مردم ایران داشته و کردها را در چارچوب تاریخ ایران درک و روایت میکند. وی، علیرغم حضور در دربار عثمانی و انتقاد جزئی از صفویان، همواره از منظر درک تاریخی و الزامات ایران سخن گفته و تاریخ امرای کُرد را در نسبت با تاریخ کلان ایران و «پادشاهی متمرکز ایران» روایت کرده است و مفهومی «فراقومی» و «فرامذهبی» از ایران ارئه داده است که در بررسی تاریخِ «مفهوم ایران» حائز اهمیت است.
تاریخ های محلی ایران
سیدابوالفضل رضوی؛ رسول احمدلو
چکیده
رابطهی میان دولت مرکزی و قدرتهای محلی در ایرانِ عصر قاجاریه همواره با تنشها و مقاومتهایی از سوی نخبگان و نیروهای محلی همراه بوده است. ایالت فارس و بهویژه نواحی جنوبی آن، از جمله لارستان، به دلیل موقعیت راهبردی و پیچیدگی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، یکی از عرصههای شاخص این برخوردها به شمار میرود. پرسش اصلی این پژوهش آن است ...
بیشتر
رابطهی میان دولت مرکزی و قدرتهای محلی در ایرانِ عصر قاجاریه همواره با تنشها و مقاومتهایی از سوی نخبگان و نیروهای محلی همراه بوده است. ایالت فارس و بهویژه نواحی جنوبی آن، از جمله لارستان، به دلیل موقعیت راهبردی و پیچیدگی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، یکی از عرصههای شاخص این برخوردها به شمار میرود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که شورش میرهاشم اوزی در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه چه بازتابی از مناسبات دولت مرکزی و نیروهای محلی در جنوب فارس دارد و سازوکارهای مقاومت محلی در برابر سیاستهای تمرکزگرایانهی دولت چگونه شکل گرفت؟ پژوهش حاضر با تمرکز بر شورش میرهاشم اوزی میکوشد سازوکارهای مقاومت محلی و واکنش دولت مرکزی را تحلیل کند. این مطالعه، بر پایهی اسناد نویافتهی آرشیوی، گزارشهای روزنامهی وقایع اتفاقیه و منابع دستاول تاریخی و با روش تاریخی و رویکرد توصیفی–تحلیلی، علل، روند و پیامدهای شورش را بازسازی میکند. نتایج تحقیق نشان میدهد که شورش میرهاشم اوزی، علاوه بر ایجاد چالشهای امنیتی و اداری در منطقه، الگویی مشخص از تعامل دولت مرکزی با نیروهای محلی ارائه میدهد که شامل ترکیبی از سرکوب، مصالحه و اعطای امتیازات سیاسی–اقتصادی بود. بررسی این رخداد چشمانداز روشنی از فرآیند تمرکز قدرت و مدیریت مقاومت محلی در جنوب ایران در نیمهی نخست سلطنت ناصرالدینشاه فراهم میآورد و اهمیت فهم تعاملات محلی–مرکزی را برای تحلیلهای تاریخی معاصر برجسته میسازد. افزون بر این، مطالعهی حاضر نمونهای از ارزش اسناد دستاول را در بازسازی دقیق تاریخ محلی و ملی ارائه میکند.
تاریخ های محلی ایران
علی اکبر جعفری؛ معصومه چوپانی
چکیده
اصفهان پیش از دوره قاجاریه به دلیل قرار گرفتن بر سر راههای تجاری، مورد توجه بازرگانان خارجی بود. پس از انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت دولت صفوی، شرکتهای خارجی دفاتر خود را در این شهر افتتاح کردند، اما پس از حملة افغانها و شرایط نابسامانی که برای شهر اصفهان به وجود آمد؛ شرکتهای خارجی یکی پس از دیگری از شهر رفتند و تا زمان به قدرت ...
بیشتر
اصفهان پیش از دوره قاجاریه به دلیل قرار گرفتن بر سر راههای تجاری، مورد توجه بازرگانان خارجی بود. پس از انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت دولت صفوی، شرکتهای خارجی دفاتر خود را در این شهر افتتاح کردند، اما پس از حملة افغانها و شرایط نابسامانی که برای شهر اصفهان به وجود آمد؛ شرکتهای خارجی یکی پس از دیگری از شهر رفتند و تا زمان به قدرت رسیدن قاجارها، حضور فعالی نداشتند. با به قدرت رسیدن قاجارها و مشخصاً از زمان ناصرالدین شاه، شرکتهای تجاری انگلیسی در ایران و بهویژه شهر اصفهان شروع به فعالیت کردند. این شرکتها در زمینههای مختلفی فعالیت داشتند که بنابر اهمیت، این پژوهش به این موضوع میپردازد؛ لذا سوال اصلی پژوهش این است که: شرکتهای انگلیسی در اصفهان دوره قاجار چه عملکردی داشتند؟ از آنجایی که اصفهان در دوره قاجار همچنان بر سر راههای مهم تجاری قرار داشت، توجه بازرگانان انگلیسی را به خود جلب کرد. آنها با تأسیس دفاتر خود در این شهر، بر سطح تجارت خود در ایران افزودند. همچنین گمان میرود حضور شرکتهای انگلیسی در اصفهان باعث رونق اقتصاد و تجارت در این شهر شده و بازرگانان شهر اصفهان نیز با آنها همکاری داشتهاند. این پژوهش به روش تاریخی در حوزه مطالعات کتابخانهای و اسنادی و نیز با استفاده از روزنامههای دوره قاجار، این موضوع را بررسی و تحلیل نموده است. یافتههای پژوهش ضمن شناسایی شرکتهای انگلیسی فعال در اصفهان دوره قاجار و نوع فعالیتهایشان، پیامدهای عملکرد آنها در اقتصاد و تجارت و اجتماع اصفهان آن دوره را نشان میدهد.
تاریخ های محلی ایران
فاطمه مختاری؛ سهند لطفی؛ مهسا شعله؛ سیدمحمدحسین ذاکری
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی آستانههای تاریخی شهر شیراز از منظر سیاحان خارجی از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه پرداخته است. این تحقیق بهمنظور تحلیل تأثیرات طبیعی و مصنوعی آستانهها در شکلدهی تصورات سیاحان از شیراز، با تکیه بر منابع دستاول مانند سفرنامهها انجام شده است. هدف اصلی، شفافسازی جایگاه آستانهها در ورودیهای شهری و تأثیر ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی آستانههای تاریخی شهر شیراز از منظر سیاحان خارجی از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه پرداخته است. این تحقیق بهمنظور تحلیل تأثیرات طبیعی و مصنوعی آستانهها در شکلدهی تصورات سیاحان از شیراز، با تکیه بر منابع دستاول مانند سفرنامهها انجام شده است. هدف اصلی، شفافسازی جایگاه آستانهها در ورودیهای شهری و تأثیر آنها بر درک سیاحان از هویت شهری شیراز در چهار دوره تاریخی مهم ایران است. برای دستیابی به این هدف، از روش اسنادی-تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. دادهها از سفرنامههای مختلفی که در دورههای مورد نظر نوشته شدهاند، استخراج و تحلیل شدهاند. از مجموع ۴۲ سفرنامه گردآوریشده، ۲۵ سفرنامه که حاوی اطلاعات مرتبط با آستانهها و ورودیهای شهر شیراز بودند، انتخاب و مورد بررسی دقیق قرار گرفتند. تحلیل محتوای دادهها، با استفاده از نرم افزار Atlas.ti انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که سیاحان در توصیف آستانههای شیراز بر جغرافیای طبیعی اطراف شهر و عناصر مصنوعی که دست بشر ساخته است، توجه ویژهای داشتهاند. جغرافیای طبیعی، بهویژه کوههای اطراف دشت شیراز و پوشش گیاهی و باغهایی که در پیرامون شهر قرار دارند، نقش برجستهای در توصیف منظر شهر ایفا میکنند. در کنار این، عناصر مصنوعی نظیر دروازهها، گنبدها و گورستان های اطراف شهر بهعنوان نمادها و مرزهای ورودی شهر، در ذهن مسافران تصویری خاص و معنادار از شیراز بهوجود میآوردند. این بررسیها همچنین بهوضوح تأثیر تخریبها و تغییرات دروازهها در دورههای بعدی، بهویژه در دوره قاجار، بر منظر شهری و هویت شیراز اشاره میکنند.
تاریخ های محلی ایران
محمد حسن رحیمیان
چکیده
شاه عباس اول صفوی را میتوان شاهی تجارتپیشه و توسعهطلب دانست که در عصر وی، مناسبات تجارت خارجی ایران رونق چشمگیری یافت. سیاست خارجی وی بر محور زدودن هرگونه مانع در مسیر تجارت بینالمللی و نیز تثبیت حاکمیت مطلق بر مسیرهای تجاری به منظور تضمین امنیت آنها استوار بود. شاه عباس علاوه بر دنبال کردن مسیرهای سنتی بازرگانی، به دنبال بهانهای ...
بیشتر
شاه عباس اول صفوی را میتوان شاهی تجارتپیشه و توسعهطلب دانست که در عصر وی، مناسبات تجارت خارجی ایران رونق چشمگیری یافت. سیاست خارجی وی بر محور زدودن هرگونه مانع در مسیر تجارت بینالمللی و نیز تثبیت حاکمیت مطلق بر مسیرهای تجاری به منظور تضمین امنیت آنها استوار بود. شاه عباس علاوه بر دنبال کردن مسیرهای سنتی بازرگانی، به دنبال بهانهای بود که با تسلط بر کرانههای خلیج فارس و جزایر آن هم از مسیرهای زمینی تحت سیطره عثمانی خلاصی یابد و هم نقشی فعال در تجارت نوین دریایی ایفا کند که با کشف مسیرهای جدید دریایی پدید آمده بود. این فرصت با تاراج اموال بازرگانی ونیزی در محدوده حکومت لار و دادخواهی او پدید آمد. اما چرا سرنوشت این بازرگان برای شاه عباس مهم بود؟ این پژوهش که با روش تاریخی و براساس بازخوانی برخی منابع مغفول ایتالیاییزبان انجام شده، نشان میدهد شاه عباس که با اعزام سفیران مختلف به سنای ونیز وعده داده بود محافظ قدرتمند بازرگانان است، برای اثبات اقتدار خود، با یک برنامة حساب شده به تسخیر بحرین، لار، گمبرون و هرمز دست یازید تا علاوه بر تامین امنیت و کنترل راههای تجاری، مرزهای اقتدار خویش را تا پس کرانههای خلیج فارس بگستراند.
تاریخ های محلی ایران
فریده فرهمندزاده
چکیده
اصلاحات فرمایشی و عمودی در سراسر دوره قاجاریه تکرار شدند؛ زیرا اصلاحات عباسمیرزا نایبالسلطنه به عنوان مبدا نوگرایی در دوره معاصر به فرجام دلخواه نرسید. آذربایجان به عنوان تختگاه نایبالسلطنه نقطه آغاز اجرای اصلاحات و الگویی برای پیاده کردن آن در سایر نقاط ایران بود. گذشته از موانع کلی در سراسر کشور، ویژگیهای خاص آذربایجان ...
بیشتر
اصلاحات فرمایشی و عمودی در سراسر دوره قاجاریه تکرار شدند؛ زیرا اصلاحات عباسمیرزا نایبالسلطنه به عنوان مبدا نوگرایی در دوره معاصر به فرجام دلخواه نرسید. آذربایجان به عنوان تختگاه نایبالسلطنه نقطه آغاز اجرای اصلاحات و الگویی برای پیاده کردن آن در سایر نقاط ایران بود. گذشته از موانع کلی در سراسر کشور، ویژگیهای خاص آذربایجان نیز بر روند نوگرایی تاثیر میگذاشت. چالشهایی که نه تنها با اقلیم و فرهنگ و مناسبات اجتماعی آذربایجان پیوند داشتند، که بیانگر سطح آگاهی و دغدغههای سیاسی درباریان دارالسلطنه نیز بودند. مراد از این تحقیق روشن کردن ماهیت این چالشها و آزمودن این فرضیه است که عدم بررسی شرایط موجود و نیز بیقاعدگی ساختاری در ارایه چارچوب نظری باعث ناکامی مقطعی اصلاحات عباسمیرزا در آذربایجان شد. براساس یافتههای پژوهش، به دلیل عدم ایجاد تشکیلاتی که از ساز و کار یکسان و مدونی پیروی کند و صرفا ناظر به الزامات منطقی و مصالح جمعی باشد، کوشش نایبالسلطنه و همراهانش در دارالسلطنه با مرگ او تقریبا تعطیل شد. با اینهمه، به نظر میرسد آنچه نایبالسلطنه در آذربایجان آغاز کرد، الگوی حرکتهای نوگرای بعدی در سراسر دوران قاجاریه شد.
تاریخ های محلی ایران
فاطمه مالمیر چگینی؛ باقرعلی عادلفر
چکیده
خاندان صفوی با یاری قزلباشهای ترک آسیای صغیر به قدرت رسید اما با گذر زمان طوایف غیر ترک نیز توانستند در نظام سیاسی جدید نقشآفرین باشند. در این بین برخی طوایف کرد مورد توجه شاهان صفوی قرار گرفتند. پژوهش حاضر به بررسی پیشینه حضور و اقامت طایفه کرد چگینی در برخی نواحی خراسان میپردازد؛ یعنی منطقهای که سکونتگاه و محل استقرار اصلی ...
بیشتر
خاندان صفوی با یاری قزلباشهای ترک آسیای صغیر به قدرت رسید اما با گذر زمان طوایف غیر ترک نیز توانستند در نظام سیاسی جدید نقشآفرین باشند. در این بین برخی طوایف کرد مورد توجه شاهان صفوی قرار گرفتند. پژوهش حاضر به بررسی پیشینه حضور و اقامت طایفه کرد چگینی در برخی نواحی خراسان میپردازد؛ یعنی منطقهای که سکونتگاه و محل استقرار اصلی ایلات کرد نبوده است. اما بر اساس برخی سیاستهای داخلی جهت ایجاد امنیت در مرزها و نظم دهی به ایلات سرکش خراسان محل استقرار برخی از ایلات کرد گردید.برخلاف آنچه اغلب تصور میشود حضور کردها در بخش هایی از ناحیه خراسان به دوره ی سلطنت شاه عباس اول (1038-996ه.ق) منحصر نمیشود بلکه قبل از آن برخی طوایف کرد به خراسان مهاجرت کرده بودند که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. تحقیق پیش رو درصدد است تا به ریشه شکلگیری مهاجرت طایفه کرد چگینی و کیفیت حضور آنان در سطوح سیاسی و اجتماعی خراسان عصر صفوی بپردازد. بر مبنای یافته های پژوهش طایفه ای که زمانی در گستره های غربی کشور حالت گریز از مرکز داشته و با ایجاد ناامنی در راه ها مانعی برای تجارت و کاروانها بوده اند با حضور در خراسان تغییر کارکرد داده و از این نیرو و توانایی آن در جهت نظم سیاسی و اجتماعی و امنیت مرزها استفاده شده است.
تاریخ های محلی ایران
زهرا قلاوند؛ فاطمه قلاوند
چکیده
خوزستان در طی سالهای 1304 تا 1320 از مناطق مهم اقتصادی کشور محسوب می شد. بر همین اساس، جلوگیری از ورود بیماریهای واگیردار به داخل کشور از مرزها، رسیدگی به وضعیت بهداشتی این منطقه را ضروریتر مینمود. این پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانهای و اسنادی درصدد بررسی وضعیت بهداشت و درمان ...
بیشتر
خوزستان در طی سالهای 1304 تا 1320 از مناطق مهم اقتصادی کشور محسوب می شد. بر همین اساس، جلوگیری از ورود بیماریهای واگیردار به داخل کشور از مرزها، رسیدگی به وضعیت بهداشتی این منطقه را ضروریتر مینمود. این پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانهای و اسنادی درصدد بررسی وضعیت بهداشت و درمان خوزستان و عملکرد سازمانهای متولی بهداشت و درمان زیر نظر اداره صحّیه کل (بهداری) در دوره پهلوی اول است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که موقعیت مرزی خوزستان، آلودگی شهرها و بدی آب و هوا ازعوامل بیماریزا در خوزستان بود. همچنین با شروع به کار شرکت نفت در خوزستان و در نتیجه آن افزایش رفتوآمدهای داخلی و خارجی و مهاجرتها به خوزستان، خطر شیوع بیماریهای واگیردار در این ناحیه افزایش یافت. در نتیجه این منطقه به ارائه خدمات بهداشتی-درمانی زیادی نیاز داشت. اما با بررسی خدمات بهداشتی-درمانی دوره پهلوی اول در خوزستان مشخص میشود که درحالیکه خدمات ارائه شده اداره صحّیه در بخش کنترل بیماریهای واگیردار در این ناحیه در سطح نسبتا مطلوبی بود؛ اما تعداد درمانگاههای خوزستان با توجه به جمعیت آن در دوره پهلوی اول از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. نظافت و بهسازی شهری که بلدیه(شهرداری) متصدی انجام آن بود؛ نیز در وضعیت مناسبی قرار نداشت.
تاریخ های محلی ایران
پروین بیگ محمدی؛ محمدرضا علم؛ علی قاسمی
چکیده
در اوان بنیانگذاری سلسلهی پهلوی، وضعیت بهداشت عمومی و درمانی خوزستان از جنبههایی مانند داشتن آب آشامیدنی سالم، شیوع و درمان بیماریها، بهداتشت فردی و عمومی، امکانات درمانی و پزشکی و آگاهیهای مربوط به تندرستی، در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. بر این اساس، این پژوهش با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانهای ...
بیشتر
در اوان بنیانگذاری سلسلهی پهلوی، وضعیت بهداشت عمومی و درمانی خوزستان از جنبههایی مانند داشتن آب آشامیدنی سالم، شیوع و درمان بیماریها، بهداتشت فردی و عمومی، امکانات درمانی و پزشکی و آگاهیهای مربوط به تندرستی، در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. بر این اساس، این پژوهش با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانهای و اسناد و نشریات بهدنبال پاسخگویی به این پرسش اصلی است که، وضعیت بهداشت و درمان شهرهایی نظیر اهواز، آبادان، خرمشهر، شوشتر، دزفول، مسجدسلیمان و بهبهان در طی دورهی رضاشاه، به نسبت دورهی قاجاریه، چه تغییر و تحولی، یافته است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد، به رغم انجام برخی اقدامات بهداشتی و درمانی دورهی پهلوی اول، همچون تأسیس مراکز درمانی جدید، التزام به رعایت قوانین بهداشتی، واکسیناسیون عمومی، نظارت بر کادر درمان، احداث تأسیسات بهداشتی نظیر رختشویخانه، غسالخانه، بنگاه آبیاری، تسطیح و آسفالت خیابانها و ترویج آگاهیهای مربوط به بهداشت فردی و عمومی، شهرهای خوزستان همچنان، وضعیت بهداشتی و درمانی مطلوبی نداشتند. با وجود این، با تداوم تدریجی این اقدامات تا اواخر دورهی رضاشاه، شاهد توفیق نسبی در ساختار بهداشت و درمان خوزستان، به نسبت عصر قاجار هستیم. با این همه، به علت مشکلاتی نظیر باورهای ناصحیح بهداشتی و درمانی مردم، ناکافی بودن بودجه و کمبود یا فقدان امکانات و نهادهای بهداشتی نظیر بیمارستان، کادر درمان و ادارهی صحیه در برخی شهرهای خوزستان، معضلات بهداشتی و درمانی این استان، همچنان تداوم یافت.
تاریخ های محلی ایران
فریده باوریان؛ احمد اسدالهی گازار
چکیده
در دوران قاجار شرق ایران با موقعیت استراتژیک خاص خود بهدلیل خودمختاری خاندانهای حکومتگر آن و ضعف حکومت مرکزی در روابط بین الملل عرصهای مهم برای حضور مستقیم بیگانگان بوده است. در اواخر این عصر «شوکتالملک دوم» (1259-1322هـ.ش) از مؤثرترین چهرههای این منطقه بود، که مشهور به همکاری با سیاستهای بریتانیا میباشد. وی در دوران ...
بیشتر
در دوران قاجار شرق ایران با موقعیت استراتژیک خاص خود بهدلیل خودمختاری خاندانهای حکومتگر آن و ضعف حکومت مرکزی در روابط بین الملل عرصهای مهم برای حضور مستقیم بیگانگان بوده است. در اواخر این عصر «شوکتالملک دوم» (1259-1322هـ.ش) از مؤثرترین چهرههای این منطقه بود، که مشهور به همکاری با سیاستهای بریتانیا میباشد. وی در دوران حکمرانی خود گستردهترین مناسبات را با انگلیسیها برقرار ساخت. نگرش و عملکرد «محمد ابراهیمخان عَلَم»، نسبت به حضور انگلیسیها در ولایت قاینات باعث اتخاذ مواضع سیاسی خاصی از سوی وی گردید که در رخدادهای سیاسی آن دوران تأثیراتی عمیق برجای نهاد. با توجه به این امر پژوهش حاضر سعی دارد ضمن استفاده از منابع کتابخانهای، اسنادی و مصاحبهای با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تاریخی ماهیت این روابط و مواضع را مورد واکاوی قراردهد. یافتههای پژوهش با طرح این سوال که «مناسبات شوکتالملک علم با بریتانیاییها در ولایت قاینات چگونه بود و این مناسبات چه تأثیراتی در این منطقه برجای نهاده است». بر این مبنا استوار است: شوکتالملک در دوران حکمرانیش با بریتانیاییها مناسبات دوستانهای برقرار نمود. وی با آگاهی از ضعف قاجارها برای حفظ رهبری و تثبیت موقعیت خویش به اتخاذ این سیاست روی آورد و شرق کشور را پایگاه مطمئنی برای آنها قرارداد. لکن این امر برای منطقه حاصلی جز ضعف و زوال در امور مختلف خصوصا امور اقتصادی و گسترش نارضایتیها اجتماعی درپی نداشت.
تاریخ های محلی ایران
یاسر ملازئی
چکیده
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزایندۀ مناسبات ایران و اروپا در این دورۀ تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشههای جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا ...
بیشتر
همزمان با فرمانروایی صفویان بر ایران، فصل جدیدی در مناسبات ایران و اروپا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیریزی شد. گردآوری اطلاعات جغرافیایی از ایران توسط اروپائیان، یکی از مهمترین نتایج گسترش فزایندۀ مناسبات ایران و اروپا در این دورۀ تاریخی بود که علاوه بر نوشتارها، در بستر ترسیم نقشههای جغرافیایی نیز، بروز و ظهور پیدا کرد. سفرنامۀ اولئاریوس از ایران و درج یک نقشۀ جغرافیایی از ایران در ضمیمۀ این سفرنامه، یکی از مصداقهای بارزِ تکاپوهای اروپائیان برای کسب آگاهیهای جغرافیایی از ایران عصر صفوی به شمار میرود. در این نقشۀ جغرافیایی، ضمن اشاره به مجموعهای از پدیدههای انسانی و طبیعی، در شمال ایالت خراسان، یک پدیدۀ طبیعی با نام «دریاچۀ باباقمبر»، مکانیابی شد. در همین راستا، سؤال مشخص مقاله اینست که ریشۀ تاریخی نام باباقمبر در نقشۀ اولئاریوس که بر دریاچهای در خراسان اطلاق شده چیست و چرا اولئاریوس از این نام برای نامگذاریِ این دریاچه، استفاده کرد؟ این پژوهش کوشید تا با شیوۀ کتابخانهای و تحلیل و تطبیق دادههای تاریخی و جغرافیایی بازتابیافته در تواریخ محلی، نُسَخِ خطّیِ کمتر شناخته شده، نقشههایِ تاریخی و نوشتههای جغرافیایی، ادبی و تاریخنگاری و همچنین فرهنگنامههای جغرافیاییِ اروپایی، بدین سؤال پاسخ دهد. یافتهها نشان میدهد که منظور اولئاریوس از دریاچۀ باباقنبر، به نظر همان دریاچۀ ساریقمیش است که در حدفاصل بین دریاچۀ خوارزم و دریای مازندران قرار داشت. نام برگزیدۀ اولئاریوس برای دریاچۀ باباقنبر، منتسب به نام یکی از غلامان و پیشخدمتهای امام علی(ع) به نام «قنبر» بود که طبق روایتهای تاریخی، برای مدتی او و فرزندانش در خراسان حضور داشتند. جایگاه دینی و اجتماعی قنبر در جامعۀ خراسان، باعث شد تا او و فرزندانش وجهۀ اجتماعی قابلتوجهی به ویژه در تصوف پیدا کنند. همین اعتبار دینی و اجتماعی، زمینهای برای آدام اولئاریوس فراهم کرد تا در مکانیابی دریاچۀ ساریقمیش، از نام باباقنبر استفاده نماید.
تاریخ های محلی ایران
میثم شهسواری
چکیده
یکی از خاندانهای مهم جیرفت، خاندان مهنی است که در برههای از تاریخ این منطقه - در دورۀ صفویه- نقش مهمی ایفا کرده است. این خاندان در دورۀ یاد شده در منطقۀ اسفندقه نشو و نما یافته و بر این منطقه و بخشهای دیگری از جیرفت، از جمله ساردویه، نیز تسلط داشته و ادارۀ این بخشها برعهدۀ آنها بوده است. نوادگان این خاندان با نام خانوادگی ابوسعیدیمهنی ...
بیشتر
یکی از خاندانهای مهم جیرفت، خاندان مهنی است که در برههای از تاریخ این منطقه - در دورۀ صفویه- نقش مهمی ایفا کرده است. این خاندان در دورۀ یاد شده در منطقۀ اسفندقه نشو و نما یافته و بر این منطقه و بخشهای دیگری از جیرفت، از جمله ساردویه، نیز تسلط داشته و ادارۀ این بخشها برعهدۀ آنها بوده است. نوادگان این خاندان با نام خانوادگی ابوسعیدیمهنی تا اواخر دوران پهلوی همچنان از مالکان و خوانین بزرگ بخش اسفندقه به شمار میرفتند. یکی از معدود بناهای کهنِ سالم و سرپای موجود در شهرستان جیرفت و البته مهمترین آنها، نامور به گورخانۀ میرحیدر، به این خاندان تعلق دارد. این سازه، که در روستای دولتآباد، مرکز بخش اسفندقۀ شهرستان جیرفت قرار دارد، به یکی از افراد خانوادۀ یاد شده به نام میرحیدر منتسب است. عموما این بنا را آرامگاه، متعلق به اواخر دورۀ صفویه و از آن میرحیدر دانستهاند. در این بنا 15 گور متعلق به دورههای زمانی مختلف (از دوران صفویه تا زمان معاصر) وجود دارد که جملگی به خاندان مهنی تعلق دارند. پژوهش پیش رو، که به روش تاریخی کار شده، دو نتیجه درپی داشته است: یکم) بازسازی بخشی از تاریخ این خاندان در دورۀ صفویه - از اوایل سدۀ یازدهم تا اوایل سدۀ دوازدهم هجری - و دوم) طرح این احتمال که گورخانۀ امیرحیدر اسفندقه نه آنچنانکه تصور میشود در اواخر دورۀ صفویه بلکه در میانههای این دوره ساخته شده است.
تاریخ های محلی ایران
دوستعلی سنچولی
چکیده
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهرههای سرشناس سیاسی و نظامی دورة خلافت بنیامیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورشها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاجبن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم ...
بیشتر
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهرههای سرشناس سیاسی و نظامی دورة خلافت بنیامیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورشها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاجبن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم و عصبانیت حجاج از اینکار، موضع سیاسی خود را نسبت به امویان تغییر داد و به سلک مخالفان آنها درآمد. در این پژوهش که با روش تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانهای صورت گرفته، به بررسی و تحلیل علل و پیامدهای همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان پرداخته شده و سعی گردیده به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که مهمترین علل همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان چه بوده و چه آثار و پیامدهایی داشته است؟ به نظر میرسد که ظلم و ستم حاکمان اموی نسبت به مردم سیستان، زیر پا نهادن ارزشهای اسلامی، تبعیض نژادی و تحقیر مردم، مخالفت علما و شیعیان با خلافت اموی و تحمیل هزینههای هنگفت مالی و جانی در آن منطقه از جمله مهمترین علل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که مردم سیستان را علیه امویان برانگیخت. این مبارزات هرچند به ظاهر به شکست انجامید، اما ماهیت ضد اسلامی فرمانروایی امویان را هرچه بیشتر آشکار نموده و ضربة مهلکی بر پیکر حکومت آنان وارد ساخت. البته پس از آن با برقراری صلح در مرزهای شرقی سیستان، از هزینههای مالی و جانی مردم منطقه کاسته شد.
تاریخ های محلی ایران
اعظم فولادی پناه؛ جواد عربانی
چکیده
میسیونرهای آمریکایی فرقه کانگرگیشنالیست اولین گروه تبشیری آمریکایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم زمینه آشنایی جامعه ایرانی با آمریکا را فراهم کردند. میسیونرهای این فرقه در1870م/1286ق به دلایلی جای خود را به میسیونرهای پرزبیترین در ایران دادند و آنها نیز بهواسطه اقدامات آموزشی، فرهنگی و بهداشتی توانستند توجه جامعه ایرانی را بهسوی ...
بیشتر
میسیونرهای آمریکایی فرقه کانگرگیشنالیست اولین گروه تبشیری آمریکایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم زمینه آشنایی جامعه ایرانی با آمریکا را فراهم کردند. میسیونرهای این فرقه در1870م/1286ق به دلایلی جای خود را به میسیونرهای پرزبیترین در ایران دادند و آنها نیز بهواسطه اقدامات آموزشی، فرهنگی و بهداشتی توانستند توجه جامعه ایرانی را بهسوی خود جلب کنند. فعالیتهای میسیون پرزبیتری در دوره قاجاریه، با چالشهای متعددی از جمله کردها نیز مواجه بود که این موضوع موانعی بر سر راه آنها ایجاد مینمود. نوشتار حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که کردها چرا و چگونه فعالیتهای تبشیری میسیونرهای آمریکایی در ایران را با مانع مواجه میساختند؟ این نوشتار با رویکرد و روش تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانهای میکوشد به نقش کردها در ایجاد موانع در برابر فعالیتهای میسیون آمریکا در ایران عصر قاجاریه بپردازد. فرضیه پژوهش پیش رو بر این موضوع استوار است که مواجهات سلبی کردها با مسیحیان غرب ایران زمینه شورش و ناامنی را در این مناطق به همراه داشت که در این میان حمایتهای میسیونرها از مسیحیان، آنان را با چالشهای گوناگونی از سوی کردها مواجه میساخت. یافتههای پژوهش نشان میدهد تلاش میسیون آمریکایی برای حمایت از مسیحیان غرب ایران آنان را وادار به تعامل با کردها نمود اما بیگانهستیزی کردها و نیز تلاشی که میسیون برای مسیحی کردن آنان به انجام رساند پس از شکست شورش شیخ عبیدالله چالشهای متعددی را برای میسیون پدید آورد.
تاریخ های محلی ایران
حبیب اله سعیدی نیا؛ مجتبی محمدی
چکیده
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره میبرد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارشهای رسمی دولتی ...
بیشتر
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره میبرد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارشهای رسمی دولتی انجام گرفته است. گزارشهای رسمی نشان میدهد که نظمیه بوشهر و رؤسای نخستین آن در سالهای آغازین فعالیت با مشکلات و معضلات گوناگونی چون عدم بودجه و منابع مالی مناسب جهت تامین نیروی نظامی و همچنین ناتوانی در هماهنگی با کلانتران بوشهر و سایر ارگانهای همسو در نظارت بر شهر روبه رو بودند اما به مرور با تثبیت و تعریف جایگاه نظمیه در امور انتظامی بوشهر توانستند امنیت نسبی را در بوشهر برقرار سازند. با اینحال گزارشهای غیر رسمی در مواردی در تعارض با گزارشهای رسمی است.
تاریخ های محلی ایران
سید رضا حسینی
چکیده
«دهدشت»، شاخصترین شهر ناحیة کهگیلویه (واقع در جنوبغربی ایران) میباشد که طی حیات چندصدسالة خود، همواره دارای پیوستگی جغرافیایی و پیوند تاریخی عمیقی با جنوبشرقی خطة خوزستان (خصوصاً شهر بهبهان) بوده است. علیرغم اهمیت راهبردی دهدشت و نقش تعیینکنندهای که این شهر در برخی تحولات سیاسی جنوبغربی ایران طی قرون اخیر داشته، ...
بیشتر
«دهدشت»، شاخصترین شهر ناحیة کهگیلویه (واقع در جنوبغربی ایران) میباشد که طی حیات چندصدسالة خود، همواره دارای پیوستگی جغرافیایی و پیوند تاریخی عمیقی با جنوبشرقی خطة خوزستان (خصوصاً شهر بهبهان) بوده است. علیرغم اهمیت راهبردی دهدشت و نقش تعیینکنندهای که این شهر در برخی تحولات سیاسی جنوبغربی ایران طی قرون اخیر داشته، هنوز تتبع خاصی در باب تاریخ سکهزنی آن، توسط پژوهشگران صورت نگرفته است؛ چنانکه در اکثر قریب به اتفاق منابع سکهشناسی، هیچگونه اشارهای به فعالیت ضرابخانة دهدشت طی دوران اسلامی نشده است؛ لیکن چندی پیش، 9 قطعه مسکوک بسیار نادر از دارالضرب مذکور یافته و توسط یک وبگاه تخصصی معرفی گردیدهاند که همگی متعلق به نیمة نخست «عصر صفویه» (1135-907 ق) هستند. نگارندة پژوهش حاضر، مصمم میباشد تا به روش توصیفی-تحلیلی، با معرفی سکههای مذکور و تبیین اصلیترین ویژگیهای آنها، اهمیت ضرابخانة دهدشت و دلایل فعالیتش طی بخشی از سدة دهم هجریقمری را روشن نماید. یافتههای ما بیانگر آن است که مسکوکات نامبرده، از جنس نقره، به وزن حدوداً یک مثقال، با ارزش اسمی «دو شاهی» (= یک محمودی) و مضروب در سنة 949 ق یعنی مقارن با اواسط دوران سلطنت «شاه طهماسب اول» میباشند. شواهد تاریخی، مبین تولید سکههای فوق در حوالی زمان سرکوب والی وقت دزفول و مقارن با حضور لشکریان شهریار صفوی در نزدیکی کهگیلویه است؛ لذا دهدشت بهعنوان اصلیترین شهر ناحیة مزبور، بهترین گزینه برای استقرار ضرابخانهای موقت بهمنظور تأمین بخشی از نقود مورد نیاز سپاهیان شاه بوده است؛ بنابراین شماری مسکوک سیمین صفوی با درشتترین بهای رایج، در قصبة کهگیلویه ضرب گردیدهاند که مندرجات جمیع آنها به خط نسخ و شامل «نام سلطان وقت»، «اسامی ائمة اطهار» (علیهمالسلام) و «شهادات ثلاثه» یا صرفاً «علی ولی الله» بوده است تا سکههای مذکور علاوه بر کارکرد پولی خود، خبر اعادة حاکمیت سلسلة شیعی صفویه بر صفحات جنوبغربی ایران را نیز به اطلاع عموم برسانند.
تاریخ های محلی ایران
فاطمه فریدی مجید
چکیده
این پژوهش به بررسی ماوراءالنهر، یکی از سرزمینهای اسلامی، در نقشههای اسلامی از قرن سوم تا سیزده هجری (نهم تا نوزده میلادی) میپردازد. نقشهها به عنوان یکی از اسناد معتبر و مهم برای درک نظام سیاسی و تقسیمات سرزمینها در دورههای تاریخی شناخته میشوند. مقاله حاضر به تحلیل موقعیت ماوراءالنهر در این نقشهها، گستره شهرها، عوارض طبیعی ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی ماوراءالنهر، یکی از سرزمینهای اسلامی، در نقشههای اسلامی از قرن سوم تا سیزده هجری (نهم تا نوزده میلادی) میپردازد. نقشهها به عنوان یکی از اسناد معتبر و مهم برای درک نظام سیاسی و تقسیمات سرزمینها در دورههای تاریخی شناخته میشوند. مقاله حاضر به تحلیل موقعیت ماوراءالنهر در این نقشهها، گستره شهرها، عوارض طبیعی و مفاهیم مرتبط با هدف شناسایی مکان ها و تعیین موقعیت صحیح آنها، و معرفی محتوای این اسناد مهم و نشان دادن سهم نقشه نگاران مسلمان و ایرانی در میراث علمی و جغرافیایی تمرکز دارد. محقق تلاش کرده است با بهرهگیری از روش پژوهش تاریخی و تحلیل مضمون چهارده نقشه خطی از مکاتب بلخی، هفت کشور یونانی و مکتب نجیب بکران موجود در مراکز آرشیوی، تطابقهایی بین جایابیهای نقشه نگاران و موقعیتهای کنونی آنها ارائه دهد. این بررسی به ویژه در شناسایی موقعیت برخی شهرها که به دلایل مختلف از بین رفته یا در مکانهای نادرستی جانمایی شدهاند، اهمیت دارد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که نقشهنگاران اسلامی پس از گذشت سده های نخستین، و به کمک بازدیدهای میدانی و اطلاعات روزآمد شده، جایابیهای دقیقتری از ماوراءالنهر ارایه کردهاند. از سویی فراوانی آبادی ها و شهرها در ماوراءالنهر نشان از رونق بالای این منطقه در دوره مورد نظر دارد. از این نظراین مقاله نه تنها به غنای دانش جغرافیای تاریخی میافزاید بلکه به پژوهشگران امکان میدهد تا درک عمیقتری از تحولات تاریخی و جغرافیایی سرزمین ماوراءالنهر داشته باشند و نقش آن را در دوران اسلامی بهتر بشناسند.
تاریخ های محلی ایران
یداله ارسلانی؛ ابوالفضل رضوی؛ بدرالسادات علیزاده مقدم؛ یزدان فرخی
چکیده
طریقت مرشدیه در سده چهارم هجری در کازرون توسط شیخ ابو اسحاق (د. 426 هـ.ق) بنیان گذاشته شد. این طریقه حسب آموزهها، نگرش حاکم بر مراکز خانقاهی و موقعیت راهبردی و جغرافیایی زیست-بوم خویش، به تجارت اهتمام ویژهای داشتند. نوشتار حاضر با هدف تبیین ماهیت و راهبرد فعالیتهای تجاری مرشدیه در دوره تیموریان، زمینهها و پیامدهای حیات تجاری پیروان ...
بیشتر
طریقت مرشدیه در سده چهارم هجری در کازرون توسط شیخ ابو اسحاق (د. 426 هـ.ق) بنیان گذاشته شد. این طریقه حسب آموزهها، نگرش حاکم بر مراکز خانقاهی و موقعیت راهبردی و جغرافیایی زیست-بوم خویش، به تجارت اهتمام ویژهای داشتند. نوشتار حاضر با هدف تبیین ماهیت و راهبرد فعالیتهای تجاری مرشدیه در دوره تیموریان، زمینهها و پیامدهای حیات تجاری پیروان این طریقه را با در نظر داشتن مناسبات ایشان با دستگاه سیاسی حاکم، بررسی میکند و تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که شبکه خانقاهی و خدماتبخشی مریدان، موقعیت راهبردی و رونق تجاری در مناطق زیست مرشدیه به علاوۀ تقویت باورهای تجاری در میان پیروان این طریقت، در اهتمام به تجارت و رونق فعالیتهای تجاری چه تأثیری داشت؟ دستاورد تحقیق که با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است نشان میدهد که به سبب موقعیت تجاری کازرون، تلاقی راههای تجاری و دسترسی منطقه به خلیج فارس، قداست شیخ ابو اسحاق، وجود آموزههای تجاری در تعالیم مرشدیه، دادن خدمات بین راهی به بازرگانان و مسافران و نیازمندان و همینطور توجه حاکمیت به طریقتها در این عصر، از عوامل مهم رونق تجارت در میان پیروان این فرقه و به تبع آن عصر تیموریان بوده است.