تاریخ های محلی ایران
سعید سلیمانی؛ هوشنگ خسروبیگی؛ یزدان فرخی؛ عبدالله ساجدی
چکیده
علیبنمحمد بارزی یکی از شخصیتهایی است که علیرغم آن که حدود سالهای 359-361ق چالشی سخت برای آلبویه در کرمان آفرید، در هالهای از گمنامی در رویدادهای تاریخ ایران در قرن چهارم باقی مانده است. چرا که منابع دست اول در مورد او سکوت اختیار کردهاند، بهطوری که نام این سردار به جز در گزارش ابن مسکویه، در همه تاریخنگاریها و حتی در ...
بیشتر
علیبنمحمد بارزی یکی از شخصیتهایی است که علیرغم آن که حدود سالهای 359-361ق چالشی سخت برای آلبویه در کرمان آفرید، در هالهای از گمنامی در رویدادهای تاریخ ایران در قرن چهارم باقی مانده است. چرا که منابع دست اول در مورد او سکوت اختیار کردهاند، بهطوری که نام این سردار به جز در گزارش ابن مسکویه، در همه تاریخنگاریها و حتی در تاریخ سیستان حذف شده است. ولی وجود یک سکه نو یافته و ضرب شده در سیستان، نشان دهنده حضور پررنگ او در سپهر سیاسی شرق ایران در این دوره تاریخی است. آیا ردپای تحریک سامانیان ضد خلفبناحمد صفاری (متحد بویهیان) وجود داشته است؟ مساله این تحقیق، مبتنی بر شناسایی زمینههای شکلگیری قیام علیبنمحمد بارزی و جایگاه رفتار سیاسی و نظامی او و نیز علل ناکامی او در تداوم حاکمیت سیاسی با تاکید بر بررسی نقش سامانیان است. این تحقیق با هدف بازتعریف بخشی از رویدادهای سیاسی و نظامی ایران در سیستان و کرمان در سالهای فوق الذکر و متکی بر مطالعات سکهشناسی است. دستاورد این بررسی که با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعه متون تاریخی و به خصوص سکه نویافته، بیانگر این مهم است که، حرکت سیاسی و نظامی علیبنمحمد بارزی در ارتباط وثیق با سیاستها و برنامههای سامانیان در منطقه سیستان و کرمان و در مقابله با آلبویه بود.
تاریخ های محلی ایران
دوستعلی سنچولی
چکیده
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهرههای سرشناس سیاسی و نظامی دورة خلافت بنیامیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورشها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاجبن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم ...
بیشتر
عبدالرحمن بن محمد، مشهور به ابن اشعث (متوفی 85 هجری)، از چهرههای سرشناس سیاسی و نظامی دورة خلافت بنیامیه بود که نخست به پاس خدماتش به امویان، به منظور سرکوب شورشها و تثبیت اقتدار حکومت اموی و رفع تهدیدهای آن، از جانب حجاجبن یوسف ثقفی در رأس سپاهی بزرگ و مجهز به امارت سیستان روانه شد. او پس از متوقف ساختن جنگ در قلمرو رتبیل و خشم و عصبانیت حجاج از اینکار، موضع سیاسی خود را نسبت به امویان تغییر داد و به سلک مخالفان آنها درآمد. در این پژوهش که با روش تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانهای صورت گرفته، به بررسی و تحلیل علل و پیامدهای همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان پرداخته شده و سعی گردیده به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که مهمترین علل همراهی مردم سیستان با ابن اشعث در مبارزه با امویان چه بوده و چه آثار و پیامدهایی داشته است؟ به نظر میرسد که ظلم و ستم حاکمان اموی نسبت به مردم سیستان، زیر پا نهادن ارزشهای اسلامی، تبعیض نژادی و تحقیر مردم، مخالفت علما و شیعیان با خلافت اموی و تحمیل هزینههای هنگفت مالی و جانی در آن منطقه از جمله مهمترین علل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که مردم سیستان را علیه امویان برانگیخت. این مبارزات هرچند به ظاهر به شکست انجامید، اما ماهیت ضد اسلامی فرمانروایی امویان را هرچه بیشتر آشکار نموده و ضربة مهلکی بر پیکر حکومت آنان وارد ساخت. البته پس از آن با برقراری صلح در مرزهای شرقی سیستان، از هزینههای مالی و جانی مردم منطقه کاسته شد.