تاریخ های محلی ایران
ساسان طهماسبی؛ سید صاحب برزین
چکیده
چکیده
ایالت تاریخی فارس تا پیش از تشکیل دولت صفویه، یکی از پایگاههای اهل سنت به شمار میرفت و اغلب مردم آنجا بر مذهب شافعی بودند، ولی در دورة صفویه، تشیع در آن منطقه نیز گسترش یافت و اهل سنت صرفاً در بخشهایی از جنوب استان کنونی فارس و سواحل و جزایر خلیجفارس، مذهب خود را حفظ کردند. این پژوهش به روش تاریخی، درصدد پاسخگویی به این ...
بیشتر
چکیده
ایالت تاریخی فارس تا پیش از تشکیل دولت صفویه، یکی از پایگاههای اهل سنت به شمار میرفت و اغلب مردم آنجا بر مذهب شافعی بودند، ولی در دورة صفویه، تشیع در آن منطقه نیز گسترش یافت و اهل سنت صرفاً در بخشهایی از جنوب استان کنونی فارس و سواحل و جزایر خلیجفارس، مذهب خود را حفظ کردند. این پژوهش به روش تاریخی، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که فرایند گسترش تشیع در فارس دورة صفوی چگونه بود و دولت صفوی برای ترویج تشیع در آن منطقه، از چه ابزارها و راهکارهایی بهره گرفت. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که روند گرایش مردم فارس به تشیع، تدریجی و توأم با تقیه بود و شاه اسماعیل اول عمدتاً به روشهای سلبی متوسل شد، اما شاه طهماسب از روشهای ایجابی و تشویقی و فرهنگی بهره بیشتری گرفت و موقعیت تشیع را در فارس تحکیم کرد. با وجود این، وقایع دورة شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده نشان داد که هنوز بخش بزرگی از مردم فارس بر مذهب اهل سنت باقی مانده بودند یا تغییر کیش آنها قابلاعتماد نبود. با روی کار آمدن شاه عباس اول و تحکیم موقعیت سیاسی دولت صفوی در جنوب ایالت فارس و تا پایان دورة صفوی، تشیع روندی رو به گسترش را تجربه کرد. همچنین بررسیها نشان داد گسترش تشیع در فارس به صورت یکباره و فراگیر صورت نگرفت. گرچه در دوره اسماعیل اول، اقدامات الزامی بر برنامههای ترویجی غلبه داشت ولی در دوره دیگر سلاطین صفویه، اقدامات فرهنگی و ترویجی، ایجاد مشوقهای اقتصادی و انگیزههای اجتماعی، نقش مهمی در گسترش تشیع در این ایالت در دوره صفویه داشت.
حسین هژبریان؛ سید صاحب برزین
چکیده
جنوب ایران پس از پیروزی انقلاب مشروطیت تحولات سیاسی زیادی را پشت سر نهاد که اوج آن در جنگ جهانی اول رقم خورد. بازرگانان بوشهر که از ابتدای قرن نوزدهم توان اقتصادی بیشتری یافته و بهتدریج به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی علاقهمند شده بودند، در این جنبش، مخالف انگلستان و متحد روحانیت مشروطهخواه بودند و به عنوان یک گروه اجتماعی ...
بیشتر
جنوب ایران پس از پیروزی انقلاب مشروطیت تحولات سیاسی زیادی را پشت سر نهاد که اوج آن در جنگ جهانی اول رقم خورد. بازرگانان بوشهر که از ابتدای قرن نوزدهم توان اقتصادی بیشتری یافته و بهتدریج به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی علاقهمند شده بودند، در این جنبش، مخالف انگلستان و متحد روحانیت مشروطهخواه بودند و به عنوان یک گروه اجتماعی متنفذ، علائق مذهبی، ملی و اقتصادی داشتند. در طی حوادث جنبش جنوب، بازرگانان بوشهر همواره در کشاکش این علائق قرار داشتند و معمولا با پشت کردن به منافع اقتصادی، از مواضع روحانیان مشروطهخواه حمایت و در جهت منافع ملی عمل مینمودند. با طولانی شدن روند مبارزات جنبش و زیانهای اقتصادی فزایندهای که به سبب ناامنی مسیرهای تجاری و توقف جریان تجارت به بازرگانان وارد شد، آنها اندک اندک در تداوم حمایت از این جنبش مردد شدند و در نهایت از آن کناره گرفتند.نوشتار حاضر، با روش تحلیل کیفی، میکوشد به این سؤال پاسخ دهد که رویکرد اقتصادی بازرگانان بوشهر چه تأثیری در جهتگیری آنها برای همراهی یا عدم همراهی با جنبش جنوب داشت؟ چگونگی و چرایی مواضع دوگانه بازرگانان بوشهر هدف این پژوهش است و دستاورد تحقیق حاکی است که بازرگانان بوشهر با انگیزه برقراری نظم و امنیت و برخورداری از منافع اقتصادی و سیاسی آن، به همگرایی و همراهی با جنبش جنوب پرداختند، اما پس از ناامیدی از دستیابی به اهداف خود و تحمل هزینههای اقتصادی، از همراهی با جنبش کناره گرفتند.
سید صاحب برزین؛ علیرضا علی صوفی
چکیده
اصلاحات ارضی نخستین لایحه از لوایح ششگانة انقلاب سفید (انقلاب شاه و ملت) بود که توسط محمّدرضا شاه پهلوی در سال 1340 با اهداف مختلف به اجرا گذاشته شد. برانداختن ملوک الطوایفی و از بین بردن نظام ارباب و رعیتی از جمله اهداف اصلاحات ارضی بود. استان فارس ـ که در این برهه از آن به عنوان استان هفتم یاد میشد ـ و به عنوان یکی از مهمترین ...
بیشتر
اصلاحات ارضی نخستین لایحه از لوایح ششگانة انقلاب سفید (انقلاب شاه و ملت) بود که توسط محمّدرضا شاه پهلوی در سال 1340 با اهداف مختلف به اجرا گذاشته شد. برانداختن ملوک الطوایفی و از بین بردن نظام ارباب و رعیتی از جمله اهداف اصلاحات ارضی بود. استان فارس ـ که در این برهه از آن به عنوان استان هفتم یاد میشد ـ و به عنوان یکی از مهمترین و وسیعترین استانهای زراعی ایران به حساب میآمد، در جریان قانون اصلاحات ارضی مورد توجه حکومت پهلوی دوم قرار گرفت. با آغاز اجرای قانون اصلاحات ارضی، مالکین که با اجرای این قانون املاک خویش را به نفع زارعین از دست میدادند، مخالفتهای خویش را با تحقق آن آغاز نمودند. در این تحقیق با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از اسناد، به دنبال پاسخ برای این پرسش اساسی هستیم که با تصویب قانون اصلاحات ارضی رویکرد مالکین و زارعین روستای قلات و همچنین نحوة نگرش مأموران حکومت دوم نسبت به اجرای این قانون چگونه بود. فرض غالب بر این است که با تصویب قانون اصلاحات ارضی، مالکین قلات نسبت به واگذاری زمین به رعایا خودداری مینمودند و مأموران حکومتی نیز با وجود تلاش در جهت تثبیت اوضاع نتوانستند اصلاحات ارضی را در قلات عملی کنند.